اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٤
٢٠- نيكوانند، نيكى به پارسائى برگردد چون در برابر هرزه باشد.
٢١- پرهيزكارانند، و مقصود از آن در اينجا ترس خدا است، و ذكر عفت و خوف گذشت، و آن را در اينجا دوباره آورده ضمن اوصاف روزانه آنها و در آنجا مطلق آورده.
ترس آنها را تراشيده تا اينكه فرموده عظيم شرح اثر خوف است كه بر آنها چيره شده، و خوف اين اثر دارد براى آنكه نفس كارگزار تن را از كارش باز دارد و قوه شهوت و خوراك را از كار خودشان اندازد، و اثر خوف را بتراش تير مانند كرده براى سخت بودن آن و بدنبال آنست دگرگونى چهره، و سستى از انفعالات نفسانيه چون خوف و اندوه تا آنان كه چهره بيمار دارند و گرچه بيمار نباشند.
ميگويد ديوانهاند كه اشاره است بدان چه رخ دهد براى برخى از عارفان كه بعالم بالا پيوندد و از تدبير تن باز ماند و سخنى گويد بيرون از آنچه بايد، و زشت باشد نزد ظاهر شريعت، و آن را بديوانگى بندند، و بسا بكفر و بيدينى و آن امر بزرگى كه بدان در آميختند پرداخت برازهاى آنانست از ملاحظه جلال خدا، و مطالعه انوار عالم بالا.
٢٢- اينكه كم از كردار خود را نپسندند- تا كه فرموده- بزرگ براى تصور شرافتى كه هدف كردار آنها است.
و بخود تهمت زنند- تا فرمايد- آنچه ندانند و تهمتشان ترس از ترديد آنها است در قضاوت و همى آنان بحسن عبادتشان و اينكه نزد خدا پذيرفته است و خدا پسندند و بخدا رسانند، زيرا اين وهم مايه خودبينى در عبادت و كوتاهى از فزودن بر آنست، و اين شك و تهمت خود به پيروى از نفس اماره مايه ترس شود از اينكه اين اعمال نارسا باشند بدان چه بايد و شايد، و اين باعث بر كردار و شكننده عجب است، و دانستى كه عجب و خودبينى از مهلكاتست چنانچه فرمود: سه تا هلاككنندهاند: بخل پيروى شده، هوسرانى، و خودبينى بخويش. و هم ترس آنان از