اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٦
پنجم: علم با حلم كه نيروى فرشتهاى با بردبارى كه فضيلت نيروى در زندگى است بهم پيوندد.
ششم: ميانه روى با وجود ثروت، و آن عدالت در بكار بردن كالاى دنيا است و دور انداختن فزونى از اندازه ضرورت و ناچارى.
هفتم: خشوع در عبادت كه ثمره انديشه در جلال معبود است، و ملاحظه بزرگوارى او كه جان عبادتست.
هشتم: جمال نمائى در ندارى با ترك شكوه بخلق و درخواست از آنها و اظهار بىنيازى از آنها كه از قناعت و رضا و بلند همتى برآيد، و توجه بوعده نزديك خدا و آنچه براى پرهيزكاران آماده شده بدان كمك نمايد.
نهم: صبر بر سختى.
دهم: طلب روزى حلال كه از پارسائيست.
يازدهم: نشاط در رهجوئى و پيمودن راه خدا كه از اعتقاد بسرانجام پرهيزكاران و تصور شرف هدف آنان زايد.
دوازدهم: كارهاى خوب با نگرانى از اينكه بموجه شايان نباشند و پذيرفته نگردند چنانچه از امام سجاد ٧ روايت است كه سواره تلبيه گفت و افتاد و از هوش رفت، و چون بهوش آمد، سبب پرسيدند و فرمود: از ترس اينكه بمن فرمود «لا لبيك و لا سعديك».
سيزدهم: اينكه شب هنگام شكر كنند بدان چه روزى شدند در روز و نشدند، و صبح همشان ذكر خدا باشد و خدا كمالات نفسانيه و بدنيه را بدانها روزى كند. كه فرمود: (١٥٢- البقره) يادم كنيد تا يادتان كنم و شكرم كنيد و ناسپاسى نكنيد.
چهاردهم: اينكه شب گذراند در حذر كردن و صبح كند شادمان و از كلمه حذر تا رحمت تفسير آنچه كه بايد از آن در حذر بود و يا بدان شاد شد، و منظور اختصاص شبگذرانى بحذر و صبح كردن بشادى نيست بلكه بايد در هر دگرگونى چنين بود