اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٧
خوابش كم.
دلش پاك، و دانشش تابناك، چون دست يافت بگذرد، و چون وعده داد بپايد، روزه دارد بدلخواه، و نماز خواند از ترس خدا، چنان نيكو كار كند كه گويا خدايش بينا است، ديده فرود و سخاوتمند و دست باز، خواهشكننده را رد نكند و از بخشش دريغ ندارد، با برادران پيوست باشد و پياپى احسان كند، سخنش را بسنجد و زبانش را ببندد، در خشمش اندر نشود، و در دوستى نابود نگردد، باطل را از يار خود نپذيرد، و حق را از دشمنش رد نكند، نياموزد جز براى اينكه بداند، نداند جز براى اينكه بكار بندد.
كينهاش اندك، شكرش بسيار، روز روزى و زندگى جويد و شب بر گناه خود بگريد، اگر با دنيا داران راه رود از همه زيركتر باشد و اگر با آخرت طلبان از همه پارساتر، در كسب روزى شبههناك نپسندد، و در دينش دنبال رخصت نرود، در لغزش برادرش بدو مهربانى كند، و صحبت خوش گذشته با او را فرا ياد آرد.
بيان: گردان انديشه كه پيوسته انديشه او در جنبش است، و در نسخهاى (جهورى الذكر) كه بآواز بلند ذكر خدا كند و جوهرى ذكر يعنى ذكر او پاك و با ارزش است و گويا تصحيف باشد.
خوددار است و آبرو نگهدار، و يا از خطاء بركنار، حاسوس و جاسوس بيك معنا است «و لا تجسسوا» يعنى آنچه عيانست بگيريد و آنچه نهانست از طرف خدا عز و جل وانهيد، يا اينكه از درون كارها كاوش مكنيد، يا از عورتها بررسى ننمائيد، پايان.
و خلاصه حساس و جساس در معنى بهم نزديكند، و گويا يكمى گمان پرانى در باره مردم است و دومى بازرسى از احوال آنان، و بسا يكمى بمعناى حيلهگرى يا كشتار و يا ريشهكنى مردم باشد.