اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٣
آورد، و برادرانى براى او فراهم سازد، و دوستيها را پاسبانى كند، و بهمين معنا سازش پدر او باشد، زيرا سازش دلرباى ديگرانست و دل را از غبار كينه بشويد، و هر كس گرد او آيد و دوستى او جويد، و بدو پويد چون پدر مهربان و دلسوز فرزندان.
شكيبائى فرمانده لشكر او است كه او را بر پا دارد و پشت او محكم كند، و او را بآداب رساند بهر چه خواهد، مانند فرمانده خوب لشكريان كه دشمن را نابود و دلخواه را موجود كند، و بسا مقصود اينست كه شكيبائى خود سر همه اوصاف نيك او است و سرور خصال شايستهى وى، و بر آنها پيشتاز است، و فرمانده همه آنها است همه فرمانده كه پيشتاز بر زيردستان خود است، و سياستمدار هر كه در پيرامون او است.
٣٩- الشهاب: فرمود ٦: كه مؤمن كم هزينه است.
الضوء: اين گزارش است كه فرمان آرد، رسول خدا ٦ مؤمن را فرموده تا كم هزينه باشد در زندگى و قناعت پيشه، از آنچه ندارد شكيبا باشد و شاكر و ذاكر بود، ديده ندوزد بزيور اين جهان، و شيفته نباشد بوالائى سروران، دل شكسته و خود خوار باشد در برابر پروردگار، پاره نانى او را بس، و جرعه آبى او را سيراب سازد، كهنه جامهاى او را پوشاند و گرما سوزاند، و سرما بدو دمد، چنانچه امير مؤمنانش ستوده او خود رنج باشد، و مردم از او در آسايش، سود اين حديث: تشويق به سبكبارى در اين جهان و كم گرفتن آنست و راويش ابو هريره است.
٤٠- الشهاب: فرمود ٦: مؤمن زيرك، هوشمند، و پر حذر است.
الضوء: زيركى ضد كم خرديست، و زيرك ريزبين است و بامير المؤمنين ٧ وابسته است كه فرموده: آيا نبينى زيركى پروردهام از بس نافعم مخيسم آوردهام.
مخيس نام زندانى بود كه على ٧ در عراق ساخت، و پيش از آن زندانى بنام نافع از نى ساخته بود كه دزدان زندانى آن را سوختند و از آن پس مخيس را با گچ و آجر ساخت كه بمعنى جايگاه خوارى است.
فطنه بمعنى فهم است و حذر بركنارى از ترساننده و حذر بيدار آماده را گويند.