اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٥
٢- كم گرفتن خير خود و بيش گرفتن شر خود را يكى دانست چون با هم باشند، و همچنين كم گرفتن بدى ديگران و بيش شمردن خير آنان را.
٣- خيرش را خواهند و از شرش آسوده باشند يكى شمرد چون غالبا ملازم هم باشند، و اكتفاء بقوت را دنباله فقره پيش دانست نه خصلت جدائى.
٤- از قول او «خوارى» تا واژه «قوت» يك خصلت باشد چون همه باهمند، و هر كدام از اين وجوه را راهى باشد و گرچه هيچ كدام بىتكلف نباشند.
٢٢- (مجالس مفيد ص ٢١٩) و امالى شيخ طوسى (ج ١ ص ٢٣٥) بسندشان از مفضل كه شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود: ايمان بنده كامل نباشد تا در او چهار خصلت باشد: خوش خلق باشد، خود را كم گيرد، پر نگويد و سخن زائدش نگهدارد و ما زاد مالش را انفاق راه خير كند.
در محاسن: بسندش مانندش آمده (ص ٨).
٢٣- امالى طوسى (ج ٢ ص ٧٨) بسندش تا رسول خدا ٦ كه مىفرمود:
مؤمن ساده و ارجمند است و تبهكار زيرك و پست، بهتر مؤمن آنكه وسيله الفت مؤمنان باشد و خير ندارد كسى كه الفت نگيرد و الفت ندهد.
گفت (راوى): و شنيدم رسول خدا ٦ مىفرمود: بدتر مردم آنان كه دشمن دارند مؤمنان را و كينه آنان را در دل دارند، پر دونده در سخن چينى، جدا افكن ميان دوستان، عيبجو براى پاكان، آنانند كه ننگرد خدا بآنها روز رستاخيز، و پاكيزه نكند آنها را وانگه اين آيه را خواند: او است كه كمك كرد تو را بيارى خود و بمؤمنان (٦٢- الانفال) و مهربان كرد دلهاشان را با هم.
بيان: مألفه مجلس انس و همدمى كه بواسطه او با هم مهربان و همدم شوند.
خدا بدانها ننگرد كنايه از بىلطفى است يا اينكه خدا نظر رحمت بآنها ندارد و آنها را پاكيزه نكند، نستايد و كردارشان را نپذيرد، يا اينكه كردارشان را پيشرفت ندهد و گواه آوردن آيه براى دلالت آنست بر خوبى مهربان كردن دل مؤمنان با هم كه لازمه آن زشتى جدا افكنى ميان آنها است.