اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٦ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
دنيا بسازد و آن را بسر گيرد.
گفته: صبر بر فقر را بمانند تنپوش كرده زيرا فقر را بپوشاند چنانچه تنپوش را، گفته: و گواه اين تفسير است آنچه روايت شده كه آن حضرت مردمى را بر در سراى خود ديد و فرمود: اى قنبر اينان كيانند؟ گفت شيعه تو يا امير المؤمنين، فرمود: مرا چه شده كه در آنها چهره شيعه نبينم، گفت: چهره شيعه چه باشد؟ فرمود:
شكمهاى به پشت چسبيده از گرسنگى، لبهاى خشكيده از تشنگى، ديدههاى آشفته از گريه.
ابو عبيد گفته: مقصودش فقر در دنيا نبوده، نبينى در ميان دوستان آنان مانند ديگر مردم توانگرانى باشند و منظور از فقر در ديگر سرا است در روز رستاخيز، و اين سخن را براى پند و نصيحت و تشويق طاعت گفته، گويا چنين اراده كرده كه هر كه ما را دوست دارد آماده كند براى فقر در رستاخيز آنچه او را در رنج اندازد از عمل ثواب و تقرب بخداى تعالى و نزديكى بدو.
گفته: و سيد مرتضى رحمة اللَّه گفته هر دو توجيه خوبند و گرچه تفسير ابن قتيبه بهتر است، و اينست مقصود رضى كه بسا تفسير شود بمعنى ديگر پايان سخن ابن ميثم.
قطب راوندى پس از ذكر و تفسير ابن قتيبه و ابى عبيد گفته: مرتضى در آن تفسير سومى آورده، يعنى هر كه ما را دوست دارد، خود را مهار كند و بسوى طاعات كشاند، و او را رام كند به شكيبائى بر آنچه نخواهد، فقر اينست كه بينى را سوراخ كنند و ريسمانى در آن كشند و با آن رامش سازند، پايان.
و نهان نيست اگر مقصود صبر بر فقر و نهان كردن آن و خوددارى از اظهار نياز باشد بمردم كه از آن بتنپوش تعبير شده چنانچه در آغاز بدان اشاره شد اعتراض ابى عبيد وارد نيست كه گفته در دوستان خانواده چون ديگران توانگران باشند، زيرا در اين صورت خصوص همان مستمندانشان فرمان صبر دارند و دستوريست براى آنان كه ندارند و بايد صبر كنند و آن را فاش نكنند و دلالت ندارد بر نفى ثروت از شيعه و اما