اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٤ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
شده و چيزى از حق نفهمند يا كنايه از نوميدى و زيانكاريست يا مانند كرده بدترين حال روحى آنها را ببدترين حال جسمانى آنها، يا اينكه چون رو گرداندند از بالا رفتن بدرجات كمالات روحانيه و تنها به شبهات جسمانيه نگرانند گويا وارونهاند ...
و در نهايه است، در حديث ابى هريره «تعس عبد الدنيا و انتكس» يعنى دنيا پرست بسر وارونه باد، و اين نفرين بر او است زيرا وارونه در كار خود نوميد و زيانكار است، و در حديث ابن مسعود: بدو گفتند: فلانى قرآن را وارونه ميخواند. گفت:
آن وارونه دل است.
خدا ميداند آنچه در دل تو است، در مناقب گويد از آن تو است آنچه در دل تو است، و آنچه در رجال كشى است روشنتر است.
٨٥- كتاب المؤمن: بسندش از سعد بن طريف كه نزد ابى جعفر ٧ بودم و جميل ازرق نزد او آمد، و بلاهاى شيعه و آنچه بدانها رسد گفتگو شد، ابو جعفر (ع) فرمود: مردمى نزد امام سجاد و عبد اللَّه بن عباس آمدند، و عين گفتگوها را كردند و با هم نزد حسين بن على (ع) آمدند و امام حسين فرمود: بخدا بلا و فقر و كشتار شتابانترند بدوستان ما از دويدن اشتران و از آب سيل بدرياچه خود ... و اگر چنين نبوديد دانستيم كه از ما نباشيد.
٨٦- المؤمن: بسندش از فضيل بن يسار كه شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود:
راستى شيطانها بر سر مؤمن بيشند از زنبورها بر سر گوشت.
٨٧- تمحيص: بسندش از ابى جعفر ٧ كه چون خدا بندهاى را دوست دارد بدو نگرد و چون بدو نگرد يكى از سه را بدو هديه دهد: يا دردسر، يا تب، و يا درد چشم.
٨٨- نهج البلاغه (ج ٢ ص ١٦٨ شماره ١١١ مواعظ و حكم) چون سهل بن حنيف انصارى پس از برگشت از صفين در كوفه در گذشت و دوستتر مردم بود نزد وى آن حضرت فرمود: اگر كوهى مرا دوست دارد از هم بپاشد.