اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٢ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
بيان: ظاهر آنست كه از آغاز خبر چند فقره افتاده.
٧٩- تمحيص: از ابى الحسن ٧ كه مؤمن را هر پيشامدى خوب است گرچه بند انگشت ببند انگشت تيكه تيكه شود، و اگر دارا شود خاور آن (نيارا) تا باخترش براى او خوب باشد.
بيان: من گويم: گويا مقصود اينست كه همه تنش بدين اندازه تيكه تيكه شود.
و تنها بريدن بند انگشتان دستها و پايها دور از ظاهر خبر است.
٨٠- تمحيص: بسندش از امام صادق ٧ كه خدا دور ميكند مؤمن را از دلخواهش چنانچه يكى از شما عربها شتر بيگانه را از شترانش.
٨١- تمحيص: بسندش تا رسول خدا ٦ كه بنده مؤمن بدنبال فرمان فرمائى و بازرگانى است چون بدان دست يابد چنانچه دلخواه او است، خدا فرشتهاى فرستد و باو فرمايد: باز دار بنده مر او راه او ببند از كارى كه اگر بر آن چيره شود او را بدوزخ برد، و فرشته بپذيرد و جلو او را بنرمى بگيرد، و آن بنده صبح كند و ميگويد: سياست گير شدم و هر كه مرا سياستگير كرد، خدايش چنين و چنان كند، و نميداند كه خدا در كار او نظر كرده، و اگر پيروز ميشد بدوزخ ميرفت.
بيان: خدا باو چنين و چنان كند كنايه از دشنام بسيار و نفرين بر او است.
٨٢- امالى شيخ: بسندش از امام كاظم (ع) كه نمونه مؤمن چون دو كفه ترازو است، هر چه ايمانش فزايد بلايش فزايد، تا خدا عز و جل را برخورد بىگناه.
در تمحيص: بسندش مانندش آمده.
در جامع الاخبار ص ١٣٤: مانندش آمده.
٨٣- كتاب الامامة و التبصره: بسندش تا رسول خدا ٦ كه بيمارى نابود كند گناه را، فرمود ساعتهاى درد ببرد ساعتهاى گناهان را، فرمود ٦ ساعتهاى اندوه ساعتهاى كفاره گناهند، و پيوسته اندوه با مؤمن باشد تا او را بيگناه وانهد.
٨٤- در كشى (ص ١٥٠ زير شماره: ٦٧) بسندش از محمد بن مسلم كه از مدينه