اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢ - حروف ابجد با اعداد
شرح
مثلا اگر بخواهيم «٣٠» را در «٤٠» ضرب كنيم هردو را به «٣» و «٤» مبدّل مىكنيم سپس «٣» را در «٤» ضرب كرده «١٢» مىشود آنگاه «١٢» را به مآت بسط مىدهيم يعنى بتعداد صفرهاى عدد «١٠٠» در مقابل «١٢» صفر قرار مىدهيم زيرا مرتبه «٣٠» و «٤٠» چهار مرتبه است و آن مرتبه الوف يعنى «١٠٠٠» است.
پس يك واحد كم كرده بمرتبه مآت مبدّل مىگردد و چون اينمرتبه دو صفر دارد لذا ما هم دو صفر در مقابل «١٢» قرار داده «١٢٠٠» مىشود.
و همچنين در مثال بعدى كه ديگر محتاج بشرح نيست.
متن: و امّا الثّانى و الثّالث:
فاذا حلّ المركّب الى مفرداته رجع الى الاوّل فاضرب المفردات بعضها في بعض و اجمع الحواصل.
و للضّرب قواعد لطيفة تعين على استخراج مطالب شريفة.
ترجمه: و امّا قسم دوّم و سوّم:
وقتى مركّب را به مفرداتش منحل نموديم صورت ضرب بقسم اوّل برگشته در نتيجه بايد مفردات را در يكديگر ضرب كرده و سپس حاصلها را باهم جمع نما.
البتّه براى ضرب قواعد لطيفى است كه شخص را بر استخراج مطالب شريفه كمك مىكند.
شرح امّا قسم دوّم يعنى ضرب مفرد در مركّب و قسم سوّم يعنى ضرب مركّب در مركّب.
قاعده اينستكه مركّب را به دو يا بيشتر از مفردات منحل مىكنيم آنگاه صورت ضرب بضرب مفرد در مفرد مبدّل مىشود.
پس مفردات را در يكديگر ضرب كرده سپس حاصل ضربها را باهم جمع