اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٥ - خاتمه
و مرحوم مصنّف نيز بمتابعت از سلف هفت مسئله از مسائل لا ينحل را كه تعداد آنها را «٣٣» گفتهاند در اينجا ذكر فرموده كه نمونهاى از مشكلات و معضلات مىباشند و آن مسائل بقرار ذيل است.
متن: الاولى:
عشرة مقسومة بقسمين اذا زيد على كلّ جذره و ضرب المجتمع فى المجتمع حصل عدد مفروض.
ترجمه و شرح: مسئله اوّل اينست كه عدد «١٠» را بدو قسم نموديم بطوريكه جذر هر قسمى را وقتى بر خودش افزوديم و سپس مجتمع را در مجتمع ضرب كرديم عدد مفروض «١٠» حاصل شد.
متن: الثّانية:
مجذور ان زدنا عليه عشرة كان للمجتمع جذر او نقّصناها منه كان للباقي جذرا.
ترجمه و شرح: مسئله دوّم اين است كه مجذورى مىخواهيم كه اگر بر آن عدد «١٠» را بيافزائيم براى مجتمع جذر باشد يا هرگاه عدد «١٠» را از آن كم نمائيم باز براى باقيمانده جذر باشد.
البتّه منظور از جذر جذر صحيح است نه كسر.
متن: الثّالثة:
اقرّ لزيد بعشرة الّا جذر ما لعمرو و لعمرو بخمسة الّا جذر ما لزيد.
ترجمه و شرح: مسئله سوّم اينستكه شخصى اقرار مىكند براى زيد به «١٠» درهم باستثناى جذر مال عمرو و نيز اقرار كرد به «٥» درهم باستثناى جذر مال زيد.
متن: الرّابعة:
عدد مكعّب قسّم بقسمين مكعّبين.