اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣ - شرح شرح عمل تناسب
٣- معلوم يعنى عدد چهار.
پس از آن مىگوئيم نسبت دو بيك همان نسبت عدد مجهول است بچهار پس باز اين تناسب معلوم الطّرفين است لذا عدد دو را در چهار ضرب كرده حاصلش كه هشت باشد بر يك تقسيم نموده خارج قسمت كه عدد هشت باشد عدد مورد نظر است زيرا نصفش را كه از آن بكاهيم عدد چهار باقى مىماند.
متن: و امّا الثّاني فكما لو قيل:
خمسة ارطال بثلاثة دراهم رطلان بكم؟
فالخمسة ارطال المسعّر و الثّلاثة السّعر و الرّطلان المثمن و المسول عنه الثّمن.
و نسبة المسعّر الى السّعر كنسبة المثمن الى الثمن.
فالمجهول الرّابع.
فاقسم مسطّح الوسطين و هو ستّة على الاوّل و هو خمسة.
ترجمه: و امّا دوّم يعنى سؤال در معاملات مثل اينكه گفته شود:
پنج رطل به سه درهم معامله مىشود، دو رطل بچقدر؟
پنج رطل عبارتست از «مسعّر» يعنى متاع و سه نرخ و سعر بوده و دو رطل مثمن مىباشد و آنچه از آن در اينمسئله سؤال شده ثمن مىباشد.
و نسبت مسعّر به نرخ همچون نسبت مثمن است به ثمن پس مجهول عدد چهارم مىباشد لذا حاصل ضرب دو عدد وسطى يعنى «٦» را بر اوّلى كه پنج باشد تقسيم نما تا مجهول بدست آيد.
شرح و امّا سؤال در معاملات:
مثلا گفته مىشود پنج رطل روغن بسه درهم قيمت دارد آيا دو رطل چند درهم است؟
پس پنج عبارتست از مثمن معلوم القيمة «مسعّر».
و سه نرخ و قيمت مىباشد.