اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٨ - مقدمه در تعريف مساحت
كمّ متّصل: آنست كه هر دو جزئى از آن با هم در حدّى مشترك باشند مانند خطّ و سطح و آن موضوع علم هندسه است.
كمّ منفصل: آنست كه هر دو جزء متجاور آن با هم در حدّى مشترك نباشند مانند اعداد و آن موضوع علم حساب است.
كمّ قارّ: آنست كه تمام اجزائش در يك زمان در عالم وجود مجتمع باشند مانند همان خطّ و سطح كه تا تمام اجزائش در خارج نيامده و با هم جمع نشوند تحقّق پيدا نمىكنند.
كمّ غير قار: آنست كه اجزاء آن بتدريج در عالم وجود محقّق شوند بطوريكه هر جزئى از آن كه در خارج آيد جزء قبلى آن معدوم شود مانند زمان و حركت.
واحد خطّى: عبارتست از ميزان و ضابطى كه خطوط را با آن مىسنجند مانند ذراع كه مقدار آن بيست و چهار انگشت بسته است بغير انگشت ابهام و عدد آن موافق است با جمله:
لا إله إلّا اللّه، محمّد ٦ رسول اللّه.
و نيز مانند متر كه مقدار آن صد سانت يا ده دسى مىباشد.
مثلا وقتى بپرسند مقدار اين خطّ چقدر است؟
در جواب بايد گفت فلان ذراع يا فلان متر.
مربّعه: يعنى مربّع واحد خطّى كه مراد حاصل ضرب آن در خودش باشد زيرا مربّع در اصطلاح هندسه همان مجذور در علم حساب است چنانچه در علم جبر بآن مال گويند.
مكعّبه: يعنى مكعّب واحد خطّى كه مراد حاصل ضرب آن در مربّع خودش باشد.
پس مربّع واحد و ميزان سنجش سطوح مىباشد و مكعّب ضابط وزن اجسام.
بعد از دانستن معانى مفردات معناى عبارت مصنّف رحمة اللّه عليه چنين مىشود:
مساحت: عبارتست از بدست آوردن مقدار كمّ متّصل قارّ الذّات چيزى يا بواسطه واحد خطّى و ابعاض آن مانند نصف يا ثلث و يا ربع ذراع و متر در صورتيكه