اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٤ - شرح شرح عمل تناسب
و دو مثمنى است كه نرخ و قيمتش مجهول است.
پس مسئولعنه نرخ و ثمن دو رطل است و در اينجا نسبت پنج بسه مانند نسبت دو است بثمن مجهول.
پس اين تناسب معلوم الوسطين است لذا حاصل ضرب وسطين را كه شش مىشود بر طرف اوّل يعنى پنج تقسيم مىكنيم و حاصل يعنى يك عدد صحيح و يك خمس قيمت دو رطل است.
متن: و لو قيل كم رطلا بدرهمين؟
فالمجهول المثمن و هو الثّالث.
فاقسم مسطّح الطّرفين و هو عشرة على الثّاني و هو ثلاثة و من هذا اخذ قولهم:
تضرب آخر السّؤآل في غير جنسه و تقسّم الحاصل على جنسه و هذا باب عظيم النّفع فاحتفظ به.
ترجمه: و اگر در همان مسئله گفته شود چند رطل به دو درهم مىباشد؟
پس مجهول مثمن بوده كه آن عدد سوّم مىباشد، پس حاصل ضرب طرفين يعنى عدد «١٠» را بر دوّم يعنى «٣» تقسيم نما و از همين جا قول اهل حساب اخذ شده كه مىگويند:
آخر سؤال را در غير جنسش ضرب كن و حاصل را برهم جنس تقسيم نما و اين بابى است عظيم النّفع لذا ضبط و حفظش بنما.
شرح حال اگر در همان مثال مذكور سؤال را اينطور طرح كردند:
پنج رطل روغن بسه درهم قيمت دارد پس چند رطل بدو درهم مىباشد؟
در اينجا مجهول مثمن است كه جزء ثالث تناسب باشد پس تناسب معلوم الطّرفين است لذا عدد پنج را در دو ضرب كرده حاصل ضرب يعنى عدد ده را بسه تقسيم مىكنيم حاصلش سه عدد صحيح و يك ثلث مىشود.