اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥ - قاعده ديگر در تسهيل ضرب
نوشت. سپس اگر با عدد مضروب صفرى نباشد عمل تمام است و عدد مرقوم در زير خطّ عرضى جواب است.
و امّا اگر با آن يك يا چند صفر بود قاعده اينستكه:
وقتى از ضرب آن در مراتب مضروب فيه فارغ شديم بتعداد صفرى كه در مقابل عدد مضروب است در جلو سمت راست جواب بايد صفر قرار دهيم.
قوله: فانكان ضرب مفرد الخ: ضمير در «كان» به عمل ضرب راجع است.
قوله: فارسمهما: ضمير تثنيه به دو عدد مضروب و مضروب فيه راجع است.
قوله: و ارسم آحاد الحاصل تحتها: ضمير در «تحتها» به مرتبه اولى راجع است.
قوله: و احفظ لعشراته: ضمير در «عشراته» به الحاصل راجع است.
قوله: بعدّتها لتزيدها على حاصلضرب ما بعدها: ضمير در «عدّتها» به عشرات و ضمير منصوبى در «لتزيدها» به عدّتها و در «بعدها» به مرتبه اولى برمىگردد.
قوله: و انكان عددا: ضمير در «انكان» به ما بعدها برمىگردد.
قوله: و انكان صفرا: ضمير در «كان» به ما بعد برمىگردد.
قوله: عدّة العشرات تحته: ضمير در «تحته» به صفر برمىگردد.
قوله: لتفعل به ما عرفت: ضمير در «به» به واحدا راجع است.
متن: مثاله:
خمسة في هذا العدد ٦٢٠٤٣.
فصورة العمل هكذا:
ترجمه و شرح: مثال
خواستيم عدد «٥» را در «٦٢٠٤٣» ضرب كنيم در كيفيّت نوشتن آن دو طريقه هست:
١- طريقى كه گذشتگان بدان نحو مىنوشتند و آن اين بود كه عدد مضروب را كه غالبا كوچكتر است در بالا نوشته و در زير آن خطّى عرضى مىكشيدند سپس عدد بزرگتر را در زير خطّ نوشته آنگاه حاصل ضرب را در زير خطّ قرار مىدادند چنانچه در شكل ديده مىشود.