اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - قاعده ديگر در تسهيل ضرب
ابتداء يكى از دو عدد مضروب و مضروب فيه را دو برابر يا سه برابر و يا چهار برابر و يا بيشتر كرده سپس ديگرى را بهمان تعداد كوچك مىنمائيم بعد حاصل ايندو را در يكديگر ضرب مىكنيم عدد حاصل همان عدد مطلوبست.
متن: مثالها:
خمسة و عشرون في ستّة عشر.
فلو ضعّفت الاوّل مرّتين و نصّفت الثّاني كذلك لرجع إلى ضرب أربعة في مأة و هو اظهر.
ترجمه: مثال
مثلا در ضرب عدد «٢٥» در «١٦» مىگوئيم:
اگر عدد اوّل براى دوبار مضاعف شود و عدد دوّم براى دو مرتبه تنصيف گردد صورت ضرب به ضرب «٤» در «١٠٠» مبدّل شده و حاصل ضرب ايندو درهم يعنى «٤٠٠» عدد مطلوب مىباشد.
شرح در ضرب «٢٥» در «١٦» اگر «٢٥» را دو مرتبه تضعيف كنيم يعنى اوّل آنرا در دو ضرب كرده سپس حاصل يعنى «٥٠» را نيز دوباره در دو ضرب كرده تا «١٠٠» بشود ناچار عدد ديگر يعنى «١٦» را به تعدادى كه عدد قبلى را بزرگ كرديم بايد كوچك كنيم اين عمل را انجام داده و حاصلش را كه عدد «٤» باشد در «١٠٠» ضرب نموديم نتيجه «٤٠٠» شد و اين همان عدد مطلوبست.
متن: تبصرة:
فإن تكثّرت المراتب و تشعّب العمل فاستعن بالقلم.
فإنكان ضرب مفرد في مركب فارسمهما ثمّ اضرب المفرد بصورته في