اللباب (شرح فارسی بر خلاصه الحساب شيخ بهائى) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٨ - فصل ششم در تحويل بردن كسر از مخرجى به مخرج ديگر
لازم نمىآيد زيرا از اين «٣٠» قسمت كه ماترك را بآن تقسيم كرديم و مبدّل به «٣٠» عدد «٢» ريالى شد ابتداء سدس آن كه «٥» عدد «٢» ريالى باشد بپدر و دو ثلث آنكه «٢٠» عدد «٢» ريالى باشد بدو دختر داده مجموع «٢٥» دو ريالى مىشود سپس «٥» عدد دو ريالى ديگر را بهمين نسبت يعنى اخماسا تقسيم مىكنيم يعنى يك عدد دو ريالى بپدر مىدهيم كه خمس پنج عدد باشد و چهار عدد ديگر را به دو دختر كه دو ثلث عدد شش و چهار خمس پنج مىباشد داده و ملاحظه مىشود كه مال تقسيم شد بدون اينكه در قسمت كسرى لازم آيد پس كسر ٥/ ٦ را محوّل و ٣٠/ ٦ را محوّل اليه گويند.
و امّا تحويل بحسب آنچه مرحوم مصنّف فرموده:
قاعده اينستكه عدد صورت كسر را در مخرج محوّلاليه ضرب كرده سپس حاصل ضرب را بر مخرج همين كسر «محوّل» تقسيم نموده خارج قسمت كسر مطلوب ما است.
پس اگر سائلى پرسيد پنج هفتم چند هشتم است؟
كسر پنج هفتم را محوّل و چند هشتم را محوّلاليه گويند كه مخرجش معلوم ولى صورتش مجهولست لذا پنج را در هشت ضرب كرده حاصل ضرب يعنى چهل را بر هفت تقسيم مىكنيم حاصل پنج عدد صحيح و پنج هفتم ثمن «٨/ ٧/ ٥ ٥» مىشود.
و اگر پرسيد پنج هفتم چند ششم است؟
قاعده اينستكه:
پنج را در شش ضرب كرده حاصلش را بر هفت تقسيم مىكنيم و جواب حاصل يعنى چهار عدد صحيح و دو هفتم سدس «٦/ ٧/ ٢ ٤» مطلوب مىباشد.
متن: الباب الثّالث في إستخراج المجهولات بالأربعة المتناسبة
و هى ما نسبة اوّلها إلى ثانيها كنسبة ثالثها إلى رابعها.
و تلزم مساواة مسطّح الطّرفين لمسطّح الوسطين كما برهن عليه فاذا جهل