ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٤ - مجلس هشتاد و نهم
رسول خدا ٦ فرمود چون مرا بمعراج بردند پروردگارم جل جلاله در باره على ٧ سه كلمه سفارش بمن كرد فرمود اى محمد عرضكردم لبيك پروردگارم و سعديك فرمود على امام متقيان و پيشواى دست و روسفيدان و سرور مؤمنانست او را بدين مژده ده پيغمبر اين مژده را باو داد و على بسجده شكر افتاد براى خداى عز و جل و سر برداشت و گفت يا رسول اللَّه قدر من بآنجا رسيده كه در آنجاها نامم برند؟ فرمود آرى تو نزد خدا معروفى و تو در رفيق اعلائى، منصور گفت اين فضل خداست بهر كه خواهد دهد.
(١) ١٠- ابو طالب برسول خدا ٦ گفت اى برادر زاده خدايت فرستاده گفت آرى گفت بمن نشانهاى بده فرمود اين درخت را برايم دعوت كن آن را دعوت كرد و آمد در برابرش بخاك افتاد و برگشت، ابو طالب گفت من گواهى دهم كه تو راست مىگوئى اى على بپهلوى عموزادهات پيوند.
(٢) ١٢- مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسول خدا ٦ بمن خبر ده كه ابو طالب مسلمان بود يا نه؟ فرمود چگونه مسلمان نبود با اينكه گفته است و قد علموا ان ابننا لا مكذب لدينا و لا يعبأ بقيل