ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٩ - مجلس چهل و دوم
گريه ميكند رسول خدا ٦ فرمود چرا نزد كسانت نميروى؟ عرضكرد يا رسول اللَّه دير كردم و ميترسم بزنندم فرمود جلو من برو و مرا بكسان خود راهنمائى كن رسول خدا آمد بر در خانه آنها ايستاد و گفت اى اهل خانه سلام عليكم جواب نداند تا بار سوم گفتند بر تو سلام اى رسول خدا و رحمت و بركات او فرمود چرا بار اول و دوم جواب مرا نداديد؟ گفتند از بار اول شنيديم ولى خواستيم بيفزائيد، رسول خدا فرمود اين كنيزك دير كرده است براى شما از او مؤاخذه مكنيد، گفتند يا رسول اللَّه بخاطر آمدن شما آزاد است، رسول خدا ٦ فرمود من دوازده درهمى با بركتتر از اين نديدم كه دو عريان را پوشانيد و بندهاى را هم آزاد كرد.
(١) ٦- امام صادق ٧ فرمود چون بندهاى نيمه شب برابر پروردگار جل جلاله بپاخيزد و چهار ركعت نماز در دل شب تار بخواند و پس از آن سجده شكر كند و صد بار ما شاء اللَّه گويد خدا از فراز او را فرياد كشد بندهام تا چند گوئى ما شاء اللَّه منم پروردگارت خواست با منست برآمدن حاجت تو را خواستهام هر چه خواهى از من درخواست كن.
(٢) ٧- نزد امام صادق ٧ مذاكره شومى را كردند فرمود شومى در سه چيز است در زن و در مركب و خانه و اما شومى زن مهر سنگين و ناسپاسى شوهر است و شومى مركب بد خلقى او و چموشى و بدى خانه تنگى حياط و بدى همسايههايش و بسيارى چشمها در آن (يعنى چشم انداز آن