معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٤٠٠ - ٤ توهم تأثيرپذيرى از فرهنگ زمانه
است كه مورد اتفاق نوع است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
«مامن آية الا ولها ظهر و بطن»
از امام باقر عليه السلام در اين مورد توضيح خواستند، فرمود:
«ظهره تنزيله و بطنه تأويله»
؛ (مجلسى، ١٩٨٣، ج ٨٩، ص ٩٤) مراد از تنزيل، ظاهر آيه است كه در موردى خاص نازل شده است و مراد از تأويل، مفهوم عامى است كه از آيه انتزاع مىشود و در بستر روزگاران سارى و جارى است. آنگاه افزود: عبرت به اين مفهوم، عام است كه ماندگارى قرآن را تضمين مىكند وگرنه- اگر عبرت به ظاهر تعبير خاص بود- قرآن زنجيره حلقه تنگى از تاريخ بود كه با هلاكت آن اقوام، از بين مىرفت!
مقدمه سوم: واقعنمونى مطالب قرآنى
اگرچه مانعى ندارد كه تخيل، پلكانى براى رسيدن به حقيقت باشد، اما آنچه از عبرتها و ضرب المثلها در كتاب الهى آمده است، معمولًا حكايت از امورى واقعى و عينى دارند كه يا حقايقى ثابت در اعيان خارجى هستند و يا تصاويرى از حالتى راسخ در قلب. آنچه از عالم ماوراى شهود خبر داده است، تصورات وهمى نيست؛ بلكه حقايقى جارى و واقعى است. پس اگر به يك غرض هدايتى و به قصد عبرت، يك جريان تاريخى نقل مىكند، حكايت از يك امر متحقق خارجى است؛ چراكه در اوهام عبرتى نيست! همچنين تصاوير تخيلى براى حالات نفسانى مورد مثال، واقعياتى دارند كه قرآن آنها را تصوير كرده و لباس حيات پوشانيده است؛ اما حكايت از امور غيبى و در پرده، نقل حقايق ثابتى است كه قرآن آنها را در قالب استعاره و تشبيه، متمثل كرده است. مثلًا برخى گفتهاند: اينكه فرشتگان الهى داراى دو، سه و چهار بال هستند، تعبير از مدارج قواى آنهاست.
حورالعين: عين جمع عيناء است و آن زنى است گشادچشم كه فراخى ديدهاش با زيبايى صورتش متناسب است. همانگونه كه به گاو وحشى به خاطر زيبايى و تناسب چشمش در گشادگى، عين گفته مىشود. حور جمع حوراء است و چنين پنداشتهاند كه زن سياه چشم است و اين وصف زيبايى زنان نزد عرب است، به خلاف وصف زيبايى مثلًا نزد اروپاييان كه روشن چشمى- مثلًا چشم آبى- پسنديده ايشان است كه نزد عرب عيب شمرده مىشود. گفتهاند براى همين است كه در وصف مجرمين آمده: يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً (طه/ ١٠٢) پس هر دو وصف- از نظر زشتى و زيبايى- صرفاً بر اساس معيارهاى عرب به كار رفتهاند.