معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٩٩ - ٤ توهم تأثيرپذيرى از فرهنگ زمانه
امروزه اين عقيده خرافه پنداشته مىشود،[١] اما همچنان لفظ مجنون در چنين افرادى به كار مىرود و صرفاً علامتى دال بر اين معنا با همين مفهوم جديدش- و نه آن خرافه متروك- است. آن مفهوم، اگرچه در زمان وضع واژه سبب وضع آن بود، اما در استعمال فعلى غير ملحوظ بلكه مرفوض است. يا مثلًا به بيابان بىآب و علف مغازه گفتهاند، به تفأل اين امر كه چنين بيابانى كه معمولًا افراد را قربانى شرايط سخت طبيعى خود مىكند، سبب كاميابى افراد شود. اين تفأل كه در زمان وضع ملاحظه شده، در كاربرد فعلى آن اصلًا مدنظر نيست و درست مثل آن است كه كسى به تصور زيبايى فرزندش، او را جميل بنامد، اما ديگران اين لفظ را بدون اعتراف و اعتقاد به زيبايى او يا حتى با اعتقاد عكس در مورد اين فرزند استعمال مىكنند، چون نامگذارى انجام شده و اسم- بدون آنكه حامل معناى ملحوظ هنگام وضع باشد- براى شخص عَلَم شده است. بنابراين استعمالات رايج- كه تابع مداليل الفاظ هستند- صرفاً به عنوان علايمى براى معانى به كار مىرود و انگيزهها و مناسبتهايى كه حين وضع آنها ملاحظه شده است، در نظر گرفته نمىشود؛ پس اگر لفظى براى معنايى به تصور امرى وضع شد، ممكن است آن تصور از بين برود، اما تسميه ادامه يابد.
مقدمه دوم: عام بودن خطاب قرآن
قرآن اگرچه در زمان نزولش با عرب رو به رو بود، اما روى سخنش با تمامى نسلهاى بشر است و اگر مواجههاش با عرب به لسان و طبق اسلوبهاى معهود كلام نزد ايشان است، غرض آن بوده كه از اين طريق تفاهم با ايشان انجام پذيرد؛ اما اين- با توجه به عام بودن رسالت و فراگيرى دعوت- به معناى اختصاص خطابات به آنان نيست. به علاوه، تعابيرى از قرآن كريم كه ظاهر در اختصاصاند، مفاهيم عامى در دل دارند كه تمامى مردم در سرتاسر زمان را در بر مىگيرند و باعث شده اين كتاب دستورالعملى براى همه و هميشه باشد.
اين راز خلود سند شريعت خاتم است. امثال و حكم وارد در قرآن نيز متمركز بر ذهنيات خاص عرب نيست؛ بلكه بر ذهنياتى استوار است كه تمام امم بر آن اتفاق دارند. حتى شتر- كه به نظر مىرسد عرب زدهترين عبرت قرآن است- عجايب خلقتش موضع عبرت نوع انسان- و نه تنها عرب- است. اوصاف و كيفيات بهشت و ثواب و دوزخ و عقاب نيز بر معيارهايى متكى
[١] . اين مقاله در صدد اثبات يا انكار اين عقيده و يا رد و قبول اين روش در معالجه شخص جن زده نيست.