معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١١٥ - ٢ نسخ تمهيدى
اسير كنيد، پس اين همه اماء را كه مىبردند و مىفروختند، از كجا بود؟ اينها را در جنگ گرفته بودند؟ لشكر غالب بر مغلوب پيروز مىشد، داخل شهر مىريختند و دخترها و پسرهاى جوان را مىگرفتند و مىبردند در بازارها مىفروختند. كارى به ميدان جنگ نداشتند. پس اين مجوّزى كه آقايان صادر مىكنند، در مورد اماء ديگر نبايد وجود داشته باشد، اين يك اشكال مهمى است.
ما معتقديم كه ائمه هميشه وقتى اماء را مىخريدند، در حقيقت آنها را استخلاص مىكردند. نه اينكه آزاد كنند، آزاد بودند. نمونههاى زيادى هم داريم؛ مثلًا نرگس خاتون كه امام حسن عسكرى عليه السلام به پيش خدمتشان دستور دادند: دختركى هست به اين وصف او را بخر و بياور. وقتى حضرت او را خريد بعد چه كار كرد؟ به حسب ظاهر آزادش كرد و بعد عقدش مىكند و تزويج مىكند، ائمه كارشان اين بود. خود حضرت امير عليه السلام موقعى كه سه تن از دختران كسرى را در زمان خليفه دوم آوردند، خليفه دوم مىخواست آنها را بفروشد، حضرت فرمود: نه فروشى نيست. خليفه دختران را به حضرت امير داد و گفت: سهم تو باشد. حضرت يكى را به امام حسين عليه السلام، يكى ديگر را به قاسم ابن محمد ابن ابى بكر و سومى را به سالم ابن عبدالله ابن عمر تزويج كرد؛ نه اينكه به آنها ببخشد. اينها متاع كه نيستند. صفيّه، دختر حىّ بن اخطب، (رئيس تمام قوم يهود)، بعد از آنكه جنگ تمام شد، اسيرشد. اينجا ابن هشام داستان را خيلى خوب نوشته است كه واقعاً براى ما جالب است: داستان اين است كه روز اول جنگ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، ابوبكر را فرستاده است، او كارى نتوانست انجام بدهد، روز بعد عمر را فرستاد، باز او هم نتوانست كارى انجام بدهد. ولى زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اميرمؤمنان على عليه السلام را فرستاد، وقتى كه حضرت به جنگ رفتند، در نبرد سپر حضرت شكست، بعد يك لنگه درب آنجا افتاده بود، آن لنگه درب را به عنوان سپر به دست گرفت و مشغول جنگ شد، بعد كه جنگ تمام شد حضرت آن را گوشهاى انداخت و برگشت. ابن هشام مىنويسد: راوى مىگويد: ما چند نفر بوديم، سراغ اين درب رفتيم و خواستيم درب را حركت بدهيم، نتوانستيم. حالا على عليه السلام چگونه اين درب را سپر قرار داد، براى ما هم جاى تعجب دارد. جنگ كه تمام شد، صفيّه دختر حىّ بن اخطب، با عمهاش بر بالين كشتگان آمد، صفيّه خيلى داد و بيداد مىكرد، بلال هر دوى آنها را گرفت و پيش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورد. بدين ترتيب در ميدان جنگ اسير شدند. در واقع آنها يك نوع مبارزهاى را شروع كرده بودند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بلال را