معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٨٠ - مقدمه
و به نتايج متفاوتى در اين باره دست يافتهاند.
اشپرنگر، اطلاعات قابل ملاحظهاى را درباره آغاز وحى جمعآورى كرده است(A .Sprenger :I ، ٣٣٠) و تلاش بسيارى در جهت بررسى روايات گوناگون انجام داده است. او تحنّث را به عنوان «عبارتى مؤثر و غيرعادى»(Kraftausdruck) در نظر مىگيرد كه تقريباً در تمامى نمونههاى روايت تحنّث، از سوى محدثان تكرار شده است. عبارت «يك اصطلاح غيرقابل هضم»(Ein unverdaulicher Ausdruck) به صورت خلاصه عقيدهى اشپرنگر را دربارهى اين واژه بيان مىكند.(Ibid :٠٣٣) او عقيدهى خود درباره ويژگىهاى سكونت پيامبر در غار حراء را براساس عبارتى از ترجمهى بلعمى از تاريخ طبرى قرار داده است. اشپرنگر احتمال عبادت مكّيان در غار حِراء را به عنوان پديدهاى ناسازگار با روح جاهليت رد كرده است و چنين مىپندارد كه كوه حراء به عنوان پناهگاهى تابستانى براى چنين افرادى بوده است كه توانايى سپرى كردن تابستان در طائف يا وادى القرى را نداشتهاند. محمد صلى الله عليه و آله و سلم در ماه سوزان رمضان در غار حراء اقامت مىگزيد. اشپرنگر اضافه مىكند: ممكن است كسى تصور كند كه او پردهاى مقابل غار نصب مىكرده است؛ البته او نمىتوانست جايى براى زن و فرزندان خود در آنجا بيابد، زيرا غار، بسيار كوچك بود.(Ibid :٥٩٢ -٦)
نولدكه تحنّث را زندگى در انزوا ترجمه مىكند.(Th .noldeke ، ١٩٠٩،I ، ٨٤) پوتز كه روايت ابن اسحاق را با توضيح تبرّر نقل مىكند آن را باAndachts bungen ( نيايش و تمرينات مذهبى) معنا مىكند.(O .Pautz ، ١٨٩٨، ١٦)
گريمه، تفسير ابن اسحاق (التبرّر) را باfromm sein ( نيكوكار بودن) بيان مىكند. او همچنين تفسير ابن هشام (التحنّف) را ذكر كرده و آن را با عبارتsich f r s ndig halten ( خويشتن دارى از گناه) توضيح مىدهد و با علامت سؤال آن را دنبال مىكند. او در هنگام نقل تعبير تعبّد از روايت بخارى اين سؤال را مطرح مى كند كه آيا اين كار همچون مجاورتهاى دورههاى بعد به معناى نوعى خدمت در عبادتگاه نيست؟
( H. Grimme
، ١٨٩٢،I ،p .٠١ ،n .١)
تور آندره، تحنّث را همچون پوتز با عبارتeinsame Andachts bungen ( نيايش مذهبى فردى) ترجمه مىكند و مشابهتهايى را بين اين كار و اعمال مسيحيان سورى مىيابد.