معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٤٠ - ٢ - ٢ قوانين جاهلى
اين مسائل، برآمده از ناديده انگاشتن شخصيت و شأن مستقل زن در قانونگذارى است. محروم ساختن زن از حقوق مسلم و طبيعى خود و واگذارى مسؤوليتهاى خارج از چارچوب به وى، تفاوتى با عملكرد جاهليت نخست ندارد. آنان نيز به گونهاى، زن را از حقوق مسلمش بازمىداشتند و وظايف سنگينى را بر عهده او مىنهادند.
آيتاللّه معرفت در اينباره مىنويسد: «اگر مردم همه امور زندگى را از خدا فرا نگيرند، ديندار نخواهند بود و اگر چيز كوچك يا بزرگى از اينگونه امور را از منبع ديگرى فراگيرند، اسلام نياوردهاند، بلكه همان جاهليتى است كه اسلام براى ريشهكنى آن از زندگى مردم آمده است. بنابراين، نمىتوان گفت كه ما براى خود و فرزندانمان راهى برمىگزينيم و خود به مصالح خويش آشناتريم؛ زيرا چنين سخنى، افزون بر اينكه نادرست است، وقاحت، سركشى و برترىجويى در برابر خداوند است و پندارى است كه جز از نادان وقيح سر نمىزند. بر اين اساس، سخن از معامله بر سر يك جنس نيست، بلكه مسأله، توازن و تعادل وظايف مرد و زن در عرصه خانواده و نظام اجتماعى اسلامى است.» (معرفت، ١٣٨٩، ص ٣٤)
٣. يكى از قوانين رايج در دوران جاهليت، به تأخير انداختن ماههاى حرام بود. سه ماه از ماههاى حرام (ذى القعده وذى الحجه ومحرم) پشت سر هم است. ممنوعيت جنگ در اين سه ماه، جلو بسيارى از غارتگرىهاى مشركان را مىگرفت. اين محدوديت با طبيعت جنگجو و غارتگر عرب جاهلى نمىساخت. آنان براى فرار از اين قانون، ماههاى حرام را به تأخير مىانداختند و در ظاهر، آن دو را جابهجا مىكردند.
ابن جرير طبرى اين چنين روايت مىكند: «مردم در زمان جاهليت، در ماههاى حرام به يكديگر حمله نمىكردند؛ حتى اگر كسى قاتل پدرش را مىديد، دستش را به سوى او دراز نمىكرد. هنگامى كه يكى از مردان بنى كنانه، ملقب به قلمس، حكومتدار شد، گفت: به جنگ برويم. به وى گفتند: در ماه محرم هستيم. گفت: امسال محرم را به تأخير مىاندازم. اين ماه و ماه آينده، صفر هستند و در سال آينده، آن را قضا مىكنيم و اين دو ماه را محرم مىگذاريم.» (طبرى، ١٤١٢، ج ١٠، ص ٩٣) خداوند اين تحريف را از سنت ماههاى حرام زدود و آن را فزونى در كفر معرفى كرد: «همانا نسىء (به تأخير انداختن ماههاى حرام) فزونى در كفر است كه كافران بدان گمراه مىشوند؛ آن را يك سال، حلال مىشمارند و سال ديگر، حرامش مىدانند تا با شماره ماههايى كه خدا حرام كرده است، موافق سازند و در نتيجه، آنچه را خدا