منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٤٧ - ششم - مفلسان(ورشكستگان)
چند ريال مىگيرد و نيز احتمال دارد كه بتواند عين معيوب را با همان عيبش پس بگيرد و يا مانند صورتى كه تلف سماوى باشد، تومانى چند ريال از تمام قيمت كه بيست تومان است بگيرد؛ لذا مسئله مشكل است؛ احتياط آن است كه با مصالحه و تراضى مشكل را حل كنند؛ و ظاهراً اگر تلف مال به دست خود فروشنده واقع شده باشد، مانند صورتى است كه تلف به دست اجنبى صورت گرفته باشد، و قيمت كالاى معيوب كه به عهده تلف كننده آمده جزء اموال مفلس است.
١١٩٧- اگر مفلس قبل از حكم به افلاسش چيزى- مثلًا گندمى- را نسيه بخرد و آن را با گندم بهتر يا بدتر يا مساوى از همان جنس و يا جنس ديگر مخلوط كند و آنگاه حاكم شرع حكم به افلاس او نمايد، بنابر احتياط لايترك فروشنده نمىتواند بدون رضايت ديگر بستانكاران به مال خود رجوع كند.
١١٩٨- اگر شخصى زمينى را نسيه بخرد و پس از احداث بناء يا نهالكارى در آن مفلس شود، فروشنده مىتواند زمين خود را از او پس بگيرد؛ لكن بناء و نهال مال مشترى است و مشترى حق ندارد حتى با اجرت، آنها را بدون رضايت فروشنده در آن زمين نگهدارد، پس اگر مشترى مالك را راضى كند كه مجانى يا با مزد، آنها مدّتى در زمين او بمانند، مىتواند تا آخر آن مدّت، آنها را در آن زمين نگهدارد؛ و الا مالك حق دارد او را به كندن آنها ملزم نمايد، و احوط آن است كه مشترى هم آنها را بكند؛ لكن در فرض الزام به كندن بايد فروشنده تفاوت قيمت سالم و معيوب آنها را به مشترى بدهد، و مشترى هم بايد گودال و ناهمواريهايى كه بر اثر كندن نهالها در زمين ايجاد شدهاند را پر كرده و زمين را هموار نمايد؛ هرچند در صورتى كه مشترى بخواهد نهالها در زمين فروشنده باقى بمانند، احوط آن است كه فروشنده او را به كندن آنها ملزم نكند، و به بقاء آنها در زمين- ولو با اجرت- راضى شود؛ ولى أوفق آن است كه با مصالحه و جلب رضايت با هم كنار بيايند.
١١٩٩- اگر شخص مفلس قبل از محجور شدن مثلًا مقدارى ابريشم بطور نسيه بخرد و آن را بريسد، يا آرد بخرد و آن را خمير نمايد و بپزد يا پارچه بخرد و آن را ببرد يا رنگ كند، با اين تغييرات حقى كه فروشنده بر عين مال دارد از بين نمىرود، و فروشنده مىتواند در عوض قيمت مالش خود آن را پس بگيرد؛ هرچند در دو مثال اول- ابريشم و آرد- اين حكم خالى از اشكال