منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠٤ - دوم - ذكر دين صحيح بطور بيان و تصديق
عرض كردم: من مىگويم خداوند تبارك و تعالى واحد است، و مثلى براى او نيست، از حدّ إبطال و حدّ تشبيه خارج است، و جسم و صورت و عَرَض و جوهر نيست، بلكه پديد آورنده اجسام و صورتها و خلق كننده عرضها و جوهرها است. پروردگار و مالك هر چيز است، و هر چيزى را جعل و احداث كرده است. و مىگويم محمّد صلى الله عليه و آله بنده خدا و رسول او و خاتم پيغمبران است، و بعد از او تا روز قيامت پيغمبرى نخواهد آمد. شريعت آن حضرت آخر همه شرائع است و بعد از آن تا روز قيامت شريعتى نيست. و مىگويم كه امام و خليفه و ولىّ امر بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام است، و بعد از او حسن، بعد از او حسين، بعد على بن الحسين، بعد محمد بن على، بعد جعفر بن محمد، بعد موسى بن جعفر، بعد على بن موسى، بعد محمد بن على عليهم السلام و بعد از اين بزرگواران تويى مولاى من. آن حضرت عليه السلام فرمود: «بعد از من حسن پسر من است، پس مردم در زمان جانشين بعد از او چگونه هستند»؟ گفتم: و آن چگونه است اى مولاى من؟ فرمودند: «براى اينكه شخص او ديده نمىشود، و بر زبان آوردن نام او حلال نمىباشد، تا آنكه خروج كند و زمين را از عدل و داد پر نمايد، همچنانكه از جور و ظلم پر شده باشد». گفتم: اقرار كردم (يعنى امامت حضرت امام حسن عسكرى و خلف آن حضرت عليهما السلام را پذيرفتم). پس گفتم: و مىگويم دوست اين بزرگواران دوست خدا، و دشمن ايشان دشمن خدا است، اطاعت از ايشان اطاعت خدا، و معصيت ايشان معصيت خدا است.
مىگويم معراج حقّ است، و سؤال در قبر، و بهشت و دوزخ حقّ است، صراط حقّ است، و ميزان حقّ است، قيامت آمدنى است و شكّى در آن نيست، و خداوند زنده مىكند كسانى را كه در قبرها جاى دارند. و مىگويم كه فرائض واجبه بعد از ولايت- يعنى بعد از دوستى خدا و رسول صلى الله عليه و آله و ائمّه أطهار عليهم السلام- نماز و زكات و روزه و حجّ و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر هستند. پس آن حضرت عليه السلام فرموند: «اى ابوالقاسم اين است به خدا سوگند دين خدا، كه پسنديده است آن را براى بندگانش، ثابت بمان بر همين اعتقاد، خداوند ثابت دارد تو را به قول ثابت در حيات دنيا و در آخرت».
تذكر- بخش «دين صحيح» در جلد چهارم فقرات فقهيّه، از صفحه ٧ تا صفحه ١٢ بيان شده است.