منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٧٢ - دوم - سبب
٢- نسب به خطّ اطراف: و آن نسبى است بين دو نفر كه به واسطه ولادت از يك نفر بوجود آمده باشد، چه اين ولادت بدون واسطه باشد، مانند برادر، خواهر، عمو، عمّه، دايى، خاله و چه اين ولادت با واسطه باشد، مانند اولاد برادر و خواهر و عمو و عمّه و دايى و خاله و اولاد اولادشان هرچه پايين روند؛ البته اگر اولاد اولادشان آنقدر پايين روند كه عرف منسوب بودن آنها را تصديق نكند بين آنها توارث نيست.
١٦١٤- نسب بايد به سبب شرعى صورت گرفته باشد؛ و نسبى كه به واسطه وطى به شبهه حاصل شده و نيز نسب مِلَلى كه مسلمان نيستند ولى نكاح را طبق معتقدات خود انجام دادهاند، در حكم نسب شرعى است.
دوم- سبب:
سبب در مقابل نسب است و مقصود از آن اتصال دو شخص به يكديگر فقط به وسيله ربط مىباشد. ١٦١٥- سبب موجب ارث بر دو نوع است: ١- زوجيّت دائم، يعنى رابطهاى كه در اثر نكاح دائم حاصل مىگردد، ٢- وِلاء، يعنى رابطهاى كه بين شخص با ديگرى به جهتى غير از خويشاوندى برقرار مىگردد، و اين رابطه موجب ارث شناخته شده است، و داراى سه مرتبه مىباشد:
الف- وِلاء عِتق، يعنى رابطهاى بين مولى و بنده كه بر اثر آزاد نمودن بنده توسط مولى بوجود مىآيد، و مربوط به بخش «عبيد و إماء» است و فعلًا موضوعيّت ندارد.
ب- وِلاء ضِمان جَريره، يعنى رابطهاى بين دو نفر كه بر اثر عقد مخصوص بوجود مىآيد و نتيجه اش اين است كه طرفين عقد، از يكديگر ارث مىبرند.
ج- وِلاء امامت يعنى رابطه بين شخص و امام معصوم عليه السلام بر اثر ولايتى كه امام عليه السلام دارد.
١٦١٦- عقد مخصوص ضِمان جَريره اين است كه كسى به ديگرى بگويد: قرارداد مىنماييم كه تو مرا حمايت و كمك كنى و من هم تو را حمايت و كمك نمايم و تو عاقله من باشى و من هم عاقله تو باشم[١] و تو از من ارث ببرى و من هم از تو ارث ببرم، و طرف ديگر آن را قبول كند.
١٦١٧- ضامن جَريره با دو شرط از مضمون متوفّاى خود ارث مىبرد: ١- مضمون متوفّى وارث
[١] - تعريف عاقله در جلد ٧، بخش« لُقَطه»، صفحه ٥٧، پاورقى فقره( ١٥) و در جلد ١٠ صفحات ٤٣٠ تا ٤٣٣ بيان شده است.