منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧٧ - اول - بيع صرف
١٣٣٠- برخى از امور مستحب مربوط به بيع عبارتند از: ١- حليم بودن و بردبارى در معامله، ٢- ذكر گفتن در بازار، ٣- مسامحه در معامله و گرفتن طلب، ٤- سختگيرى نكردن فروشنده در قيمت جنس، ٥- خريدار و فروشنده از خدا طلب خير و بركت نمايند، ٦- اگر مشترى پشيمان شود و بخواهد كالايى را كه خريده پس بدهد، فروشنده پس گيرد و قيمت را به او برگرداند و همچنين است اگر فروشنده پشيمان شود، ٧- فروشنده ابتداء به فروش نمايد. ١٣٣١- برخى از امور مكروه مربوط به بيع عبارتند از: ١- سود گرفتن از مؤمنين و اهل تقوى در چيزهايى كه براى قوت مىخرند؛ و در صورت ناچارى سزاوار است به سود كم اكتفاء كند، ٢- تعريف كردن فروشنده و بدگويى كردن خريدار از كالاى مورد معامله، ٣- اعلام نكردن عيب ظاهرى كالا، ٤- سوگند خوردن در حال فروش متاع، ٥- سود گرفتن از كسى كه فروشنده به او وعده احسان داده، ٦- آشكار نمودن جنس خوب و پنهان كردن جنس بد در زير آنها، البته در صورتى كه عيب كالا ظاهر و محسوس باشد؛ و الّا اعلام عيب واجب است، ٧- بيهوده گشتن در بازار.
سوم- انواع بيع به لحاظ مبيع:
بيع- خريد و فروش- به لحاظ مبيع- يعنى كالاى مورد معامله- به سه دسته تقسيم مىشود: ١- بيع صَرف، ٢- بيع ثِمار (ميوهها)، ٣- بيع حيوان.
اول- بيع صَرف:
بيع صرف يعنى خريد و فروش طلا به طلا و طلا به نقره و نيز خريد و فروش نقره به نقره و نقره به طلا.
١٣٣٢- در بيع صرف فروشنده و خريدار بايد پيش از جدا شدن از يكديگر تمام جنس و عوض را به يكديگر تحويل دهند؛ و حتى اگر مقدار كمى از آنچه قرار گذاشتهاند را تحويل ندهند، معامله بطور كلّى باطل مىشود؛ و فقط نسبت به آنچه قبض شده صحيح است.
١٣٣٣- طلا و نقره از جنس ربوى هستند، و اگر هر يك از آنها در مقابل جنس خودش فروخته شود، بر دو طرف معامله لازم است طورى معامله كنند كه گرفتار ربا نشوند، به اين معنا كه وزن