نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - (٥) نقش دين در تربيت
نداشته است و از كجا كه به امروزيها تاثير ميكرد به اين آيه توجه كنيد:
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ (انعام ١١١)
اگر ما بسوى آنان ملائكه را بفرستيم و مردگان با آنان صحبت كنند و همه چيز را بر آنان مقابل و روبرو حشر كنيم ايمان آوردنى نيستند مگر آنكه خدا بخواهد ولى اكثرشان جهل دارند.
نگارنده در كتب تفسير و حديث و تاريخ نديده است كه حتى يك نفر به شق القمر كه داستان آن مشهور است ايمان آورده باشد!!!
بعضى از مخالفان دين بر دين و تعليمات دينى خورده ميگيرند كه دين گذشته از اينكه نقشى در تربيت ندارد بخاطر فتح دروازه توبه و شفاعت و عفو اخلاق متدينين را فاسد ميكند و به آنان تلقين ميكند كه گناه بخشودنى است و متدينين هم شرارت را بقصد توبه بعدى انجام ميدهند و بعد بوسيله توبه خود را پاك و برى الذمه ميدانند!
من به اين ايراد جواب و نظرى نميدهم بلكه ميگويم آنچه كه در عمل ميان مردمى كه به دين شديدا مقيد هستند عكس اين بيان مشهود است مردم آگاه بمسائل توبه ترسشان از خداوند بيشتر و دورىشان از گناه زيادتر است و گناهكاران را نه تشريع توبه كه پيروى از هوسها بگناه آلوده ميكند و ايراد فوق با ملاحظه حال باطنى متدينين متقى سفسطه ميان خالى است.
در اين جا مناسب است به اين موضوع اشاره كنيم كه اگر قدرت سياسى و تسلط دولتى در جامعهاى به دين برسد و حكومت دينى بر سر كار آيد و مجريان امور افراد واقعا متدين و مجرب باشند اوضاع را تا حدود زيادى از فساد به صلاح تبديل مىتوانند و در تربيت افراد نقش بسزائى را بازى ميتوانند ولى باز هم ميگويم نه صد در صد بلكه تا حدود زياد.
در پايان اين سئوال مطرح ميشود كه آيا آخر قافله بشريت بهمين نحو