نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٢ - (٢٨) علم منطق و فلسفه
(٢٨) علم منطق و فلسفه
علم منطق براى فهميدن پارهاى از اصطلاحات خوبست و گرنه بحث تصورات آن بىفائده است جنس و فصل اشيا فهميده نميشود و نه معيارى براى شناخت آن وضع گرديده است. حتى جنس و فل خود انسان هم مجهولست، فصل مشهورى ناطق فصل حقيقى انسان نيست چون اگر مراد از ناطق متكلّم باشد كه تكلّم ذاتى نه كه عرض است (كيف مسموع) و اگر مراد استعداد ادراك كليات باشد كه حيوانات از آن به ادعاى جمع كثيرى بى بهرهاند باز هم ذاتى نميشود بلكه داخل كيف نفسانى ميگردد. آيا حيوانات علم دارند يا نه؟ بحثى است دراز كه بايد به اسفار و حواشى طباطبائى مرحوم و كتب دانشمندان امروزى مراجعه نمود.
باب قياس منطق محل ابتلا است ولى عمده شكل اول است كه بديهى و ضرورى ميباشد، صناعات خمس مفيد است ولى ميزان قاطعى براى تشخيص ضروريات از مشهورات وجود ندارد و لذا مانع اختلاف آرا نمىشود، يكى ماده استدلال خود را از ضروريات ششگانه ميداند و ديگرى از مشهورات حتى از شعريات! آيا تغييرات مهمى در آينده در علم منطق بوجود خواهد آمد؟ كه معيارهاى روشنى براى استدلال معين شود و بدان وسيله اختلاف آراى دانشمندان مهار گردد؟ بنظر نگارنده بعيد مىآيد.
فلسفه داراى سه جزء است:
١- امور عامه كه درس خواندن آن در حوزههاى علمى براى طلاب علوم دينى مفيد و حتى مهم است.
٢- الهيات بالمعنى الاخص كه غالبا مخالف نظر متكلمان همه مذاهب است.
و از استدلال عقلى قاطعى هم برخوردار نيست و به عوض آن علم كلام