نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٨ - (١٤) خرافات
(١٤) خرافات[١]
در تنفر و محكوميت خرافات همه انسانها اتفاق نظر دارند و تنها عدهايكه منافع شخصى و يا سياسى استعمارى دارند با علم و عمد آنرا ترويج ميكنند، ما در اين گفتار در پى نصيحت و ارشاد اين دو دسته نيستيم آنان را بحال خود ميگذاريم و با مردم صحبت ميكنيم كه همه ميگويند بايد از خرافات و افعال و عادات و رسوم غير عقلائى دورى جست و با آنها مبارزه نمود و نبايد باختيار خود اين زنجير لعنتى را بپا و دست و گردن خود انداخت و خود را مقيّد نمود.
ولى وقتى سئوال به تعيين مصاديق و پندارها و اعمال و گفتار خرافى ميرسد اختلاف نظرها بحسب اديان و عادات و ميراثهاى فرهنگى و ايجابات محيط پديد مىآيد و مشكل ميتوان در مورد اتفاق نظر عقلا را بدست آورد و مشكل همين جا است.
ولى شايد ما مسلمانها تا حدود زيادى در پناه تعليمات دين اسلام در تشخيص خرافات بتوافق برسيم كه مشتركات دينى ما بحمد اللّه زياد است و در خصائص مذهبى و استنباطات و برداشتهاى دستهاى نظر هر طرف را محترم بدانيم و عمل نكردن ما بدان غير از خرافى دانستن آنست، بهر حال آنچه را كه نگارنده خرافى وباطل ميداند بپارهاى از آنها اشاره ميكند،
[١] خرافات جمع خرافه بمعناى حديث باطل، سخن بيهوده و ياوه و مراد ما از آن در اين عنوان يك سلسله پندارها و اعمال و اقوالى است كه نه عقل آنها را مى پذيرد و نه شرع آنها را تاييد كرده است و نه مانند يك سلسله از كارهاى بد براى فاعلش فائدهاى دارد فقط مبداء خيالى و وهمى دارد.