نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - عرب گرائى
و در اين راه تجربه و مهارت خوبى بدست آورده است و مردمان كشورهاى غير صنعتى در ادامه زندگانى خود به ياد گرفتن آنها احتياج عميقى دارند و نمىتوانند كه در اين مورد بىتفاوت باقى بماندن. جمله معروف
(اطلبوا العلم و لو فى الصين)
را تائيد ميكنم و بر خلاف پندار جمعى از نابخردان من توسعه و انكشاف دانشگاهها را در كشورهاى اسلامى شديدا توصيه مىكنم، بعقيده من ميزان خون شهداى انقلاب اسلامى ما دانشگاه كابل است، اگر دانشگاه ما مهذّب و اخلاقى و داراى دروس اختصاصى و علوم تجربى و غيره باندازه مورد نياز كشور بود هدف شهدا تأمين شده است والّا نه، ما بايد علوم تجربى و رياضى را بياموزيم و بكار ببنديم همانگونه كه غربيها آنرا بدست آوردهاند.
اما در فلسفه و مبانى اخلاق مسلمانها برتر از غربيهااند غرب از فقدان سيستم فلسفى عقلى اساسى رنج ميبرد، براى اصول اخلاق انسانى هيچ بناى درستى ندارد، قسمتى از عادات و رسوم رايج آن خرافى و زيانبار است ولى مغرورانه لجبازى ميكند.
خلاصه كلام اينكه شرق بايد در اخذ صنعت از غرب پيروى كند و غرب در فلسفه و اخلاق از مسلمانها پيروى كند و در ساير مراسم و عادات بايد بسوى عقل و مصالح عمومى مردم مراجعه نمود و تعصب و مغالات را كنار گذاشت و درين همكارى معقول ميتوان قافله انسانيّت را بساحل نجات رسانيد.
عربگرائى
در حاشيه غربگرائى بد نيست به عربگرائى هم در چند مورد اشاره كنيم:
اول عربگرائى طلاب علوم دينى كه جمعى قسمت عمده عمر خود را در علوم ادبى عربى (لغت، صرف و نحو معانى بيان و بديع) صرف مىكنند و از تحصيل علوم ديگر محروم ميمانند ياد گرفتن زبان عربى تا حدّيكه قرآن و سنت فهميده شود كفايت ميكند و بيشتر از آن براى غالب افراد تضييع عمر