نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - (١٤) خرافات
ثانى را ننگ و عار ميدانند و مادام العمر به بدبختى باقى ميمانند، در بعضى محيطها زن بيوه حق مسلم برادر شوهر مرده است چه زن بخواهد و چه نخواهد، فلان وقت معين بخانه ديگران نبايد رفت، تفاله چاى در استكان و يا صداى فلان حيوان در فلان موقع و يا خارش كف دست و پا عطسه علائم فلان و فلان چيز است! تشريفات عروسى با خرافات همراه است، كتاب كلثوم ننه را بخوانيد تا قوانين خرافات زنانه را بهتر بفهميد، ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خرافات عرب جاهليت را مشروحا بيان ميكند و ذكر همه اين گونه خرافات كتاب قطورى را تشكيل مىدهد.
٢- خرافاتى كه بنام دين رواج دارد كه به نمونههائى از آن اشاره كرديم و حتما موارد ديگرى هم است.
حكومتها و دانشمندان مصلح بايد براى نجات مردم از گرفتاريها و اوهام با هر دو گونه خرافات مبارزه مستمر و حكيمانه داشته باشند ولى خرافات بنام دين ضررش مضاعف است و مصيبتش براى دين دو چندان، زيرا نفى انتساب خرافات به دين مخالف دين است و بعد كوبيدن دين بوسيله خرافات مذكور كه دين منبع خرافات است مصيبت دومى است و اثر ديگر اين خرافات گاهى فشار روانى و گاهى مصيبت فيزيكى بر مرد متدين نادان است.
همه ملتها و اقوام و قبائل حتى خواص آنان مبتلا به خرافات هستند منتهى با اقسام گوناگون و داراى شدت و ضعف، ولى ما مسلمانها بايد بر اساس روشنائى اسلام كمر همت را براى از بين بردن و يا حداقل تخفيف آنها- خصوصا قسم دوم آن- ببنديم ولى بايد مصلحين يا حكومتهاى ما متوجه اين مطلب مهم باشند كه حقيقتها را بنام خرافات انكار نكنند كه اين انكار خودش خرافه زيانمند بزرگ ديگرى است و تشخيص حقيقت از خرافه كار روشندلان و محققين با تجربه است نه در صلاحيت هر ريشدار سفيد-