نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١١ - (١٤) خرافات
ملنگى و تصوف بايد به وهابيها حق داد كه مخالفت ميكنند، بسيارى از اين درويشان مورد احترام عوام، نماز نمىخوانند و بوظائف شرعى خود نه آشنا و نه مقيّدند كثافت همه ظاهر و باطنشان را گرفته ولى حماقت عوام النّاس انگيزه ميشود كه دستهاى آنان را ببوسند و از آنان اميد شفاعت اخروى و انتظار كرامت را در دنيا داشته باشند، بايد مردم را بيدار كنيم كه جهاد اكبر همين است.
٥- مقام علماى بزرگ و خدمتگزاران بدين و مردم و مجاهدين عزيز محفوظ و گرامى ولى بعيد نيست صفحه طويل و عريض ديگرى از خرافه را باز كنيم و بر حال زار مسلمانان در آخر عصر اتم گريه كنيم ورق اين خرافه بنام پيران و مريدان است، كسانى كه خود و فاميلش بفسق و فجور مبتلايند و حتى به نماز خواندن هم پابند نيستند بنام پير مورد تعظيم و تكريم جمعى از نابخردان غافل مسلمان قرار ميگيرند و جيب خلق اللّه را بنام بركت خالى ميكنند! بيك كمر بسته كردن بيك آب دهن انداختن در دهن، بيك رد كردن از بين پاها پيرى و مريدى شروع ميشود مريد تحفه تقديم ميكند تا ببركت برسد، پير تحفه ميگيرد كه ثروت او متراكم تر و وفاميل او عياشتر شود كه مبارك است!!
شما سئوال كنيد كه خاصيّت اين پيران (البته باستثناى بعضى از پيران دانشمند متقى و دنيا رسيده) چيست؟ علم دارند، خدمت كردهاند، كرامت واقعى دارند، اساسا پير نيازى بعلم و تقوى و عبادت ندارد، خدمت بخلق مطابق شان پير نيست پير پير است اگر چه بىپير باشد؟!!! يك مجاهد پشتو زبان حركت اسلامى كه بعدها در يك حمله هجومى بر اداره مخابرات رژيم كمونيستى بدرجه رفيعه شهادت نائل آمد (رحمة اللّه عليه) چند سال قبل در كويته بلوچستان بمن گفت تعويذ ضد گلوله از فلان پير گرفتم و سپس بعنوان آزمايش آنرا بگردن مرغى بستم و بر او فير نمودم ولى بر خلاف