نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - تعصّبات
پيروان يك مذهب مىشود زيرا اولا در مسائل دينى غالب دانشمندان به موازين عقلى عنايت كمترى دارند و ثانيا در پارهاى از موارد عقل راهى ندارد و وجود يك حديث ميتواند توجه بيشترى از دانشمندان مذهبى را به خود جلب كند تا انرا بعنوان يكى از اصول خللناپذير آن مذهب بدانند در حاليكه سند آن ضعيف و يا متن آن دلالت درستى بر مطلب ندارد و يا راوى بىسواد اگر دروغگوئى هم نكرده دچار اشتباه شده است و موضوع را به غلط نقل كرده است و يا متوجّه قرائن حاليه آن گفتار نشده است، و مسلما در ميان راويان كسانى هم بودهاند كه مانند مبلّغين امروزى از همين راه امرار معاش مىكرده اند و از مبالغه كردن و تغيير مطالب حديث پروائى نداشتهاند ولى بعدها و پس از گذشت چند قرن هاله قداست چهره آنان را فرا گرفته است و كسى را ياراى ترديد روايات او نمانده است و بعقيده نگارنده تمام مذاهب بدون استثنا به مرض غلو گرفتار شدهاند و يا بعبارت دقيقتر همه پيروان مذاهب درباره مذاهب و پيشوايان خود راه مغالات را پيمودهاند، و حداقل خوشباورى و تديّن آنان نيز عامل غلو بوده است.
تعصّبات
ميان افراط و تفريط رابطه مستقيم برقرار است، بهر اندازه كه انسان درباره مذهب خود غلو كند بهمان مقدار نسبت به مذاهب ديگر و پيروان آنان تعصّب بخرج ميدهد.
متعصّبين هم خود باطنى پر از دشمنى و كينهتوزى دارند و هم تكثير كنندگان عداوت و تفرقه و بدبينى ميان مردم بىخبر و غافلند. آنان كوردلانى هستند كه مرضشان مسرى است و اجتماع را بنابودى مىكشانند.
كتابهائى كه براى اصلاح اخلاق و مبارزه با مفاسد نشوته شده شايد به مراتب كمتر از كتابهائى باشد كه براى اثبات و ابطال مذاهب ديگران تأليف