نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٠ - (٩) سرنوشت كمونيزم
براى عامل آن نعمتها و پاداش بىنظير بهشت در قيامت وعده داده شده كه غريزه سودجوئى او را قانع مىسازد ولى انسان غير معتقد به خدا و آخرت هيچگاه براى رفاه ديگران رنج و عرقريزى را تحمل نخواهد كرد و سالها قبل، ما اين موضوع را به كمونيستها ميگفتيم ولى گوش شنوا نداشتند تا سرشان به سنگ خورد، زمين و آب، كار و كارگر و حكومت وجود داشت ولى سطح توليد پائين و پائينتر آمد[١] و حوائج ضرورى مردم تأمين نشد جان آنان بلب رسيد و حوصلهشان بسر امد و حتى خشونت زمامداران شوروى هم مردم را آرام نتوانست و مجبور اعلان ورشكستگى كردند، كمونيزم در شوروى مرد كه نگارنده هم در تشييع جنازه آن در مسكو اشتراك نمود و داخل قصر بىرونق كرملين پس از تدفين كمونيزم تكبير گفت!
٢- بنا شدن اين رژيم بر ظلم و شكنجه و خونريزى ميليونها انسان نه بر آراى رضامندانه مردم و بگفته فلاسفه كه ميگفتند، القسر لا يدوم، اجبار طبيعت براى هميشه ممكن نيست.
٣- ضدخدائى و ضددينى بودن آن، تجربه ثابت كرده است كه ايمان بخدا و توسل به او زندگانى فردى و اجتماعى انسان را از پوچى بيرون مىآورد و بفرد و جامعه نشاط و قوت و پايدارى مىبخشد.
٤- پايدارى مردم افغانستان عليه تجاوز شوروى و تكان دادن مغزهاى پوسيده ماركسيستها و بيدار ساختن اروپاى شرقى و مردمان شوروى.
شايد در بيان عامل چهارم و حتى بعضى از عوامل ديگر، نگارنده چون مسلمان افغانى و اداره يك حزب جهادى را بعهده دارد بيطرفانه قضاوت
[١] اين موضوع را يكى از مسئولان وزارت خارجه شوروى در مسكو به نگارنده گفت و باو جواب فوق را دادم.