نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - (١١) جهل و فقر و مرض
(٦) ائمه جماعات نيز موظف شوند در مساجد هر روز ساعتى را به باسوادى مردم بپردازند.
(٧)- دادن شهادتنامههاى فارغان پوهنتون و مدارس (ليسهها) نيز مشروط به باسوادسازى تعدادى معين از بيسوادان گردد.
(٨)- كارمندان قدرتمند دولتى بلا استثناء روز يكساعت بايد بسوادآموزى بىسوادان بپردازند.
(٩)- در قواى عسكرى سوادآموزى اجبارى و حتمى باشد.
(١٠)- در كارخانههاى بزرگ و متوسط كه بيشتر از (٢٠) نفر كارگر داشته باشد سوادآموزى جبرى شود.
(١١)- زندانيان و حتى توقيفشدگان يكماه مجبور باشند در ايام زندان و توقيفشان در كلاس سوادآموزى شركت كنند.
(١٢)- ترفيع رتبه مامورين ملكى و عسكرى به سواد داشتن اقارب آنان مشروط شود و در ترفيع رتبهها مراتب خويشاوندان مد نظر قرار داده شود.
(١٣)- طلاب علوم دينى ناقص العضوها و امثالهم در مقابل خدمت نظامى بايد موظف گردند تا مدتى جمعى بيسواد را باسواد سازند.
(١٤)- محاكم شرعى در مورد تعزيرات، جمعى از متخلّفين را مكلف به سواد آموزى و سواداندوزى نمايند.
(١٥)- در موارديكه تقاضا بيشتر از عرضه است ميشود باسوادى را يكى از مرجّحات دانست، مانند عقد قراردادهاى تجارى، دولتى با داوطلبان مردمى و غير ذلك.
(١٦)- كورسهاى خصوصى مزدگيران براى سوادآموزى و حتى تاسيس مدارس ملى- با مراقبت وزارت معارف- آزاد باشد و دولتى كردن هر چيز براى ترقى مردم مانع مهمى بشمار مىآيد.