نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - (١٤) خرافات
سرنوشت آينده را به دانههاى تسبيح معين ميكنند ولى فعلا مىخواهم استراحت كنم خداحافظ كه اتفاقا برق هم رفت.
فعلا در اسلامآباد در ٢٤ ساعت شايد سه ساعت برق مىرود كه ما از شمع استفاده ميكنيم ولى يادم آمد كه در اماكن مذهبى ما با وجود روشنائى برق شمعها موقعيت خود را حفظ كردهاند، حتى در كليساهاى اروپائى امروزى نيز شمعها جاى والاى خود را نگهداشتهاند، منتهى شمعهاى اروپائى چاقتر و سفيدتر و رعناتر!!! اينهم يك خرافه ديگر كه مردم امروز فكر مىكنند شمع جنبه دينى دارد و بايد در اماكن مذهبى روشن گردد، البته اين خرافه بعدها شكل گرفته چون در زمان قديم كه برق نبوده شمع بعنوان روشنىدهنده محل استفاده مردم بوده است.
باز يادم آمد كه در شهر ما- و شايدجاهاى ديگر- در پارهاى از كوچهها طاقچهاى يا اطاق بىدروازهاى وجود دارد بنام سقاخانه كه مردم آنجا شمع روشن مىكنند و ديوار آنجا را مىبوسند و آنرا بحضرت عباس بن على (ع) منسوب مىدانند و گاهى حلوائى هم آنجا نذر ميكنند كه اينهم خرافه ديگر در عصر ما ولى بهر حال خرافه شمعافروزى كمتر از خرافه اسپنوازى بنام ذو الجناح است كه در پاكستان رواج دارد، بلى ضرر آن بمراتب كمتر از هزار كاغذپرانى و بوروكراسى بسيار احمقانه دولتهاى جهان ما است كه در حقيقت ستم مضاعف بر ملتها است.
خرافات بر دو قسم است:
١- خرافاتى كه عادات رسومات و محيط بر مردم مسلمان، آنها را تحميل كرده است و حتى پارهاى از آنها بصورت حقيقت انكارناپذير و جزء زندگانى مردم در آمده است و اين خرافات در بين اهل قريه بيشتر از مردم شهرى است و همچنين بين زنان بيشتر از مردان است گاهى خرافات زندگانى افراد را تباه ميكند، مثلا جمعى از زنان شوهرمرده گرفتن شوهر