نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤ - تاريخ نگارنده
|
قضا روزگارى زمن در ربود |
كه هر روز آن گو شب قدر بود |
|
|
من آنروز را قدر نشناختم |
بدانستم اكنون كه در باختم |
|
تو مطالعه كننده عزيز كوشش كن دوران جوانى و ايّام عمرت بيهوده نرود از سرنوشت خوبان و بدان پند گير و از خاطرات ديگران مطالبى بياموز و از بطالت و كسالت و تنبلى به خدا پناه ببر و از غرور و خودخواهى دور شو كه حقيقت را از تو دور ميگرداند و از انسانيّت جز اندام انسانى چيزى در باطنت باقى نميگذارد.
حالا كه بنا دارى اين نوشتار را مطالعه كنى سفارش من بتو اين است كه با دقت و حوصله مطالعه كن تا از نظر فكرى بهرهمند شوى و مسلما در عقايد و اعمال و كردارت تاثير ميگذارد كه اميدوارم اثرات آن مثبت باشد نه منفى.
خواننده گرامى
بفكرم رسيد قبل از بيان سوانح فكرى چند كلمه از خود و تاريخ زندگانى خود بنويسم تا با مؤلف آشنايى پيدا كنى و اين آشنايى در مطالعه و چگونگى برداشت تو از كتاب بىتأثير نخواهد بود.
تاريخ نگارنده:
اينجانب محمد آصف محسنى فرزند محمد مرزا محسنى در برج حمل يا ثور ١٣١٤ شمسى در شهر قندهار (افغانستان) بدنيا آمدهام و تعليمات ابتدايى را همانجا ديدهام، بعد به پيروى از شغل پدر و جدّم در يكى از دوائر رسمى وظيفهاى بدست آوردم ولى كارمندى رسمى مخالف ذوق من بود پس از اصرار زياد پدر را راضى كردم كه درس دينى بخوانم. مدتى در افغانستان و بعد در عراق درس خواندم و دروس عاليه را نزد دانشمندان درجه يك آنزمان كشور عراق باندازه استعداد خود فرا گرفتم و در مراجعت به كشور از