نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥ - تاريخ نگارنده
باب اتفاق مورد اعتماد و مراجعه مردم قرار گرفتم.
وظائف روزانه من پس از فراغت از تحصيل و مراجعت بقندهار امور زير بود:
١- تأليف
٢- تدريس طلاب علوم دينى
٣- تبليغ و ارشاد مؤمنين
٤- مصالحه و قضاء در منازعات
٥- اخذ وجوهات شرعى
٦- كمك بفقراء و مستحقّين
٧- ساختن مدرسه و مسجد و اماكن ارشاد
٨- پيشنمازى
٩- جواب دادن به سوالات شرعى مراجعين و بجا آوردن امور شرعى آنان
در سال ١٣٥٧ كه كودتاى سياه كمونيستهاى افغانى بكمك شوروى اوضاع اجتماعى و فكرى كشور را متغير كرد نگارنده مانند بسيارى از اهل علم و مؤمنين، كشور را ترك و بمكه مكرّمه مشرف و پس از موسم حج چند ماهى در سوريه به تدريس پرداختم. يك روز در حوزه نشسته بودم طلاب كه اكثرا افغانى بودند، گفتم درس خواندن ما و شما در شرايط موجود شبيه اينست كه ترياك بخوريم و حشيش بكشيم اگر در افغانستان اسلام از بين برود اگر ما مجتهد هم بشويم كسى از ما تقليد نمىكند وظيفه شرعى، فعلا جهاد كردن است. من كوشش داشتم پاكستان بروم چون ويزه پاكستان را ندادند ويزه ايران را گرفتم از باب اتفاق روز آخريكه جانب ايران حركت مى كردم يكى دو تلگرام از طرف طلاب حوزه علميه قم برايم آمد كه نوشته بودند شما هر طورى مىشود بايد از سوريه بيائيد آمدم ايران و من تصميم اين بود كه بايد كار كنم و سه روزيكه در تهران بودن قسمت عمده مرامنامه