نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١ - (١) ايراد بر خلقت
(١) ايراد بر خلقت
چرا در فلان منطقه باران نيامد و مردم دچار قحطى شدند؟ چرا در فلان سرزمين سيل آمد و به اموال مردم ضرر رسانيد؟ چرا مردم فلان كشور دچار بيمارى كذائى شدند و هزاران نفر را تلفات دادند؟ چرا اينهمه گرمى زياد؟
چرا اين زمستان بسيار سرد خطرناك؟ چرا اينهمه فقر خانمانسوز كه ميليون- ها انسان را آزار ميدهد؟ و امثال اين چراها كه در فكر خيلى از مردم وجود دارد.
معتقدين به خدا جرئت نميكنند اين چراها را بعنوان اعتراض بر خلقت خالق عنوان كنند زيرا ميدانند اعتراض بر خداوند منجر به كفر ميشود و جمعى از خواص و عوام متديّن در مقام خلاصى از مشكله اين چراها ميگويند قضا و قدر الهى است كه ما نميدانيم و يا ميگويند كه خداوند خودش حكيم است و بهتر ميداند ولى در زير دل بسيارى از دانشمندان و مبلّغين دينى تا چه رسد بعوام النّاس- گرفتار اين چراها هستند و حالت اعتراض در دلهاى آنان وجود دارد گو اينكه گاهى آنها را وسوسه شيطان مىپندارند.
منكرين خداوند تمام حوادث ناگوار طبيعى را با آب و تاب زياد بعنوان دلائل و شواهد عدم وجود آفريدگار مدبّر و حكيم بيان ميكنند و ميگويند جهان بر اساس همين طبيعت كور و كر و لا شعور بوجود آمده و طبيعت نواقص زيادى دارد و اگر خداى دانا و توانائى آنرا خلق ميكرد مسلما اين شرور و آفات وجود نمىداشت و حتى نواقص اجتماعى را نيز برطرف ميكرد و جلو ظالم را ميگرفت و از مظلوم حمايت مينمود و چون نواقص طبيعى و اجتماعى بحد وافر وجود دارد معلوم ميشود كه خدائى وجود نداشته و ندارد و ايراد بر طبيعت بىفائده است.
طوائف دينداران و فلاسفه و حكيمان در اين مورد راههاى مختلفى