نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٠ - (٣٦) پيوند پاره اى از مسائل كلامى و فلسفى
اين مسائل از مسائل مهم كلام و فلسفه است كه محل اختلاف انظار متكلمين- ارباب مذاهب اسلامى- و فلاسفه- پيروان باصطلاح احكام عقلى صرف- واقع شده است و فرق مهم اين دو علم را بوجود آورده است و حتى مسأله دوم و سوم بين خود متكلمين نيز معركه آرا قرار گرفته است.
غرض نگارنده از ذكر آنها اثبات قول حق و ابطال سائر اقوال نيست و ما آنرا مفصلا در كتب كلامى خود سابقا بيان داشتهايم و تغيير نظرى هم تا كنون در نظريات گذشته من پيدا نشده است كه موجب ذكر آن در اينجا گردد. غرض من از اين نوشتار يك امر كلّى و اجمالى است كه براى محققين ممكن است بسيار مفيد باشد و آن اينكه اين مسائل هر چند در كتب كلامى و فلسفى از هم جدا و بظاهر نامربوط عنوان شده و مورد نقض و ابرام و استدلال قرار گرفته است ولى با هم مربوط و پيوند عميقى دارد و دانشمند محقق بايد در هر يك از اين مسائل بقيه مسائل را مد نظر داشته باشد تا دچار تناقضگوئى نگردد.
ما وقتى افعال خداوند را معلل به اغراض زائد بر ذات او بدانيم حتما اختيار او را بروش متكلمين خواهيم پذيرفت و مشكلى در آن نخواهيم داشت وقتى اراده واجب الوجود را نفس ايجاد او بدانيم قدم علم نامفهوم ميشود ولى بالعكس اعتقاد به قدم اراده و يا اعتقاد به اينكه اراده عين ذات خداوند است مثلا رجوع به علم او به اصلاح مىنمايد با قائل شدن بحدوث عالم كه جمعى از متكلّمين ما چنين كردهاند قابل جمع نخواهد بود بلكه بنا بقدم و يا ذاتى بودن اراده قدم عالم نيز ثابت ميشود كه تخلّف معلول از علت خود محال است.
بناء به تبعيت افعال حق از اغراض زائد بر ذات كه ظواهر قرآن آنرا تأييد ميكند و از نظر عقلى اشكالى ندارد- چون ايرادات همهاش جواب دارد- قاعده سنخيت در حق واجب الوجود موضوعا از بين ميرود و سئوال مشهور كه جهان در قدم نيستى بوده و نيستى با هستى مطلق چه سنخيتى دارد نيز غلط