نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٥ - ٥- ضعف صلاحيّت احزاب جهادى
تعهد و دلسوزى و فداكارى و اعتقادى، و پيوند آنها با مردم پيوند مجرد احساساتى بود كه هيچ گونه جهتدهى و فعاليت فرهنگى صورت نگرفت، در طول انقلاب حتى يك مرتبه هم نتوانستيم به مردم طرفدار خود مثلا در كابل بگوئيم در فلان روز اعتصاب كنيد كه كرده باشند، مردم با ما بودند ولى ما آنان را با خود همراه آورده نتوانستيم و رژيم هم هر چند نتوانست اكثريت مردم را با خود همنوا سازد ولى اينقدر موفق شد كه بين ما و آنان فاصله بيندازد و نگذارد كه طوفان مردمى آنان در شهر كابل برپا شود.
احزاب جهادى گذشته از اينكه احساسات مذهبى مردم عوام را توسط آگاهى دينى، جهتدهى اساسى نتوانستند، حتى مجاهدين خود را نيز آنقدر تربيت كامل نتوانستند كه براى پيروزى انقلاب كافى باشند، و غالبا بر همان احساسات اولى بسنده شد، ولى احساسات مثل سيل است كه شدت و ضعف دارد گاهى مفيد است و گاهى هم خطرناك ميشود، سيل اگر بحال خود گذاشته شود عاقبت خوبى نخواهد داشت بايد آنرا توسط مخزن و كاسه و بند آب مهار كرد تا بموقع مناسب و مقدار مناسب از آن استفاده برد.
احساسات مذهبى مردم ما عليه خارجيها خيلى خوب مؤثر بود ولى وقتيكه روسها عقبنشينى كردند، وضع عوض شد، جمعى از مجاهدين ما وسوسه شدند كه جنگ فعلا جنگ داخلى است در حاليكه اركان كفر و جنايت در كابل سر جاى خود استوار بود و فاصله ما از هدف نهائى ما كه اقامه حكومت اسلامى ميباشد همچنان طى نشده بود ولى عزائم ضعيف و ارادهها سست گرديد بدتر اينكه جمعى از قوماندانها با رژيم كابل تماس گرفتند و پول دريافت داشتند و بايد به زرنگى رژيم در اين مذاكرات آفرين گفت.
مثلا گاهى به قوماندانى ميگفتند بيا اسلحه را ببر فقط به اين شرط كه در موقع انتخابات بما رأى بدهى قوماندان ساده فكر ميكرد كه عجب فروشنده