نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - (٧) دين و تمدن
خوانندگان عزيز
در اين جا شكل بحث را عوض ميكنيم و ميگوئيم: شرائط فعلى را طرفين مشاهده ميكنيم ترقى صنعتى را مىبينيم و تحولات چند قرن اخير را مىفهميم و احكام اسلامى را كه در عبادات و اخلاقيات و اجتماعيات و اقتصاديات و سياست و غيره وارد شده است پيش روى ما است. از كلّىگوئى پرهيز ميكنيم كه راه ما را طولانى ميكند، ما از مخالفان دين اسلام سئوال ميكنيم كه كدام احكام اسلامى با ترقى و تمدن و زندگانى امروزى انسان منافات دارد، بفرمائيد معرفى كنيد كه ما با كمال سعه صدر و بىطرفى آماده شنيدن آن هستيم و قضاوت را بمردم ميگذاريم.
در اين ساعت كه من اين سطور را در منزل خود (اسلام آباد) مىنويسم كسى از مخالفين حضور ندارد كه سخنان او را نقل كنم ولى آنچه كه از زبان مخالفان قبلا شنيدهام يا در كتابهاىشان خواندهام و يا ممكن در ذهن بعضى از شما خطور كند امور زير است:
١- فقه اسلامى بزن امر ميكند خانهنشين باشد و باين وسيله نصف اجتماع فلج ميشود و از نقش خود در توليد و خدمات كه روزگار فعلى به آن احتياج دارد باز ميماند.
٢- زنان در فقه اسلامى از آزادى خود محرومند، نميتوانند سر و پاى برهنه از خانه بيرون روند و يا در مجالس رقص و آوازهخوانى اشتراك كنند.
٣ موسيقى كه خوشآيند مردم است در فقه ممنوع قرار داده شده است.
٤- ربا كه ركن مهم اقتصاد است در اسلام شديدا ممنوع قرار داده شده است.
٥- رفتن به فضا كه براى پيشرفت علمى لازم است بخاطر بر هم خوردن اوقات نماز دچار اشكال شده است.
٦- رفتن محصلين به كشورهاى غربى براى تعليم علوم كه فعلا بسيار ضروريست مورد مخالفت دانشمندان مذهبى است و دليلشان اينست كه