نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٣ - (٣٤) تقسيم اوقات
نصيحت آخر بمبلّغين ذهبى.
روزى پدر متقى و گرامىام- كه فعلا در بستر بيمارى در كويته بلوچستان افتاده است و خداوند به او سلامتى و طول عمر بدهد- بمن فرمود فلان مرد گفتههاى ترا در محضرى رد كرده است و شما بر سر منبر جواب او را بدهيد، من عرض كردم پدر، من چنين كارى نمىكنم مردم متدين هفته يكى دو ساعت خود (عصرهاى روز جمعه) را براى معارف شرعى اختصاص ميدهند و آن وقت را در اختيار من قرار ميدهند و بمن در اين امانت اعتماد ميكنند، من اگر منبر را سنگر شخصى و دفاعگاه خصوصى خود قرار ميدهم به صدها ساعت مردم خيانت كردهام، مثلا اگر پانصد زن و مرد در جلسه موعظه من حاضر مىشوند من امانتدار يكهزار ساعت مردم ميشوم و چنانچه نيم ساعت آنرا به تعريف و تبرئه خود مشغول شوم دو صد و پنجاه ساعت از بهترين اوقات مردم مسلمان را كه بمن اعتماد كردهاند ضايع ميكنم و اين است بدبختى بزرگ يك مبلّغ دينى.
حالا اگر در اين خودستائى و مدح شخصى توهين بديگران صورت گيرد و يا عوامل كينهتوزى و بدبينى دامن زده شود خيانت آشكار بمردم شده است كه وضع روحى مبلّغ را آشفته ميكند (اعوذ بالله منه)
من يادم نيست در منابر و مجالس موعظه خود چنين كارى كرده باشم ولى اگر چنين شده باشد همين جا به پيش خداوند مهربانم استغفار ميكنم (استغفر اللّه الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اسأله ان يتوب على).
مبلّغين گرامى و مدرّسين محترم و آنانيكه امانتدار اوقات مردم هستند، بايد مواظب وظيه خطير خود باشند تا ناخودآگاه خسارت جبرانناپذيرى را بر آنان وارد نياورند كه گاهى به تضييع هزاران ساعت وقت مردم مىانجامد، اما اگر كسى بعمر خود بىتفاوت باشد اوقات ديگران را احترام خواهد نمود؟