نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - (٧) دين و تمدن
٢١- لزوم فرار از ضرر و دشمن و دفع آن
و امثال اين امور كه در طبيعت انسان و فطرت او وجود داشته و دارد و مشمول تحول و تغيير نيست هر چند كه وسائل اين امور از قبيل انواع اغذيه و اشربه و وسائل سفر و مقدمات اين خواستها بسيار تغيير كردهاند.
بلى اوضاع صنعتى و وسائل خواستهاى طبيعى و شرائط اجتماعى و سياسى و اقتصادى تغيير و تبديل يافته و خواهند يافت ولى اصول آنها پابرجا است بنابراين ميشود كه ما دو گونه قوانين داشته باشيم.
قوانين دائمى كه متوجه فطرت و تمايلات طبيعى انسانها باشد و قوانين متغير كه تابع و متناسب با شرائط زمان باشد و در اين صورت هيچ گونه مشكلى بروز نخواهد كرد.
مثلا ميتوانيم قانون دائمى داشته باشيم كه حفظ نفس واجب است و از تجاوز بايد دفاع كنيم و يا بديگران تجاوز نكنيم، ولى نحوه حفاظت و دفاع چگونه باشد آنرا موكول به شرائط روز نمائيم مثلا بحث ميكنيم كه دفاع به بمبهاى اتمى و ناترونى و هيدروژنى مشروعيت دارد يا نه؟ و آيا اذان دادن به بلندگو در سحرگاهان كه موجب بيدارى همسايهگان مسجد ميشود تجاوز بديگران گفته ميشود يا نه؟
اگر فرض كنيم كه احكام اسلامى متوجه كليات است نه متوجه وسائل و اوضاع متغير آيا ايراد سابق بىاساس نميشود؟ منصفانه بايد گفت كه بىپايه ميشود. ميگويند: عصر نور است. عصر طياره و تلكس و فاكس و تلفن و قمرهاى مصنوعى و رفتن بفضا و كرات ديگر، عصر دانش و ترقى صنعت و ... ميگوئيم راست است ولى چه مربوط بوضع قوانين دينى كه مربوط بخواستهاى اصولى انسانها ميباشد و اساسا اين ترقيات چه ربطى با تعليمات اسلامى دارد؟ چرا در مسائل فكرى از شعار و اساسات كار بگيريم و چرا بعقل و خرد مراجعه نكنيم و منطقى نينديشيم و چرا گول مغرضان را بخوريم.