نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١١ - (٣٤) تقسيم اوقات
دانشمندى را سراغ داريم كه توانائى مطالعه و حتى تأليف كتاب را در رشته هاى مختلفى دارند ولى ميگويند فرصت نداريم! امثال اين آدمها غالبا مقصر اند و عيب عمده كار آنان در نداشتن برنامه منظم براى زندگانى است، بر اينان لازم است هر هفته يا هر ماه براى خود تقسيم اوقات تعيين نموده، بنويسند، آنقوت بخوبى مشخص ميشود كه كارهاى شان بخوبى اجراء شده و فعاليتهاى آنان بيشتر و پربارتر گرديده و مشكلات كمى وقت تا حدود زيادى حل ميگردد.
وقت نه به قرض و نه به بخشش و نه بخريد و فروش بدست مىآيد و نه بنا است كه حتى يكساعت بعمر ما افزوده شود، ابتدا و انتهاى عمر ما روى برنامهريزى دقيقى طرحريزى شده دورههاى طفوليت و نوجوانى و بزرگى و پيرى ما نيز تابع نظام خاص بخودش ميباشد، فرصتهاى گرانبهاى زندگانى تابع تنبلىها و ندانمكاريها و به تعليق در آوردن كارهاى ما نيست، و از طرف ديگر وقتيكه بما داده شده است بيك حساب كم هم نيست كه پربركت و بيار غنيمتى است، منتهى ما بايد از آن استفاده درستى بنمائيم، و چنانچه ما با آن به بىبرنامگى يا بدبرنامگى برخورد كنيم اگر سه برابر وقت فعلى را داشته باشيم باز هم ناكام و متحير باقى خواهيم ماند، بلى رمز پيروزى و موفق بودن ما در اهميت دادن بوقت است.
يكى از جا رسيدهها جمله زيبائى دارد: فوت الوقت اشد من فوت الروح لان فى فوت الروح انقطاع عن الخلق و فى فوت الوقت انقطاع عن الحق. يعنى فوت شدن وقت سختتر از مردن است، زيرا مردن بريدن از مخلوق است و فوت وقت بريدن از خالق است. (دقت كنيد) شما گاهى شنيده باشيد كه فلان مرد فلان مبلغ كلان را به قمار باخته است و خيلى ناراحت شدهايد ولى بنظر من كسيكه يكساعت عمر خود را هدر ميدهد از بازنده يكصد هزار خسارتش بيشتر است و بيشتر مستحق ترحم و يا سرزنش، اسراف در همه