نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٠ - (٢٧) استعمال و حقيقت
(٢٧) استعمال و حقيقت[١]
در اصول فقه ميگويند استعمال اعم از حقيقت است، يعنى وقتى لفظى در يك معنى استعمال شود دليل نميشود كه آن معنى معناى حقيقى آن لفظ باشد يعنى لفظ براى آن معنى وضع شده باشد، شايد آن معنى معناى مجازى باشد كه لفظ مذكور بمناسبتى در آن معنى استعمال شده باشد، استعمالات مجازى در بين اهل محاوره بسيار زياد است و مطلق مناسبت عرفى بين معناى حقيقى و معانى ديگر در صحت استعمال مجازى كفايت ميكند و انحصار اين مناسبت در بيست و چند علاقهايكه بعضى از اهل ادب ادعا كردهاند بىدليل است.
بنابراين معناى حقيقى لفظ از مجرد استعمال بدست نمىآيد ولى از استعمال مكرر لفظ در يك معنى بدون عنايت معناى حقيقى لفظ دانسته ميشود ولى علائمى را كه در علم اصول براى فهميدن معناى حقيقى ذكر كردهاند چندان روشن نيست.
گاهى ميگويند اصل در استعمال اراده حقيقت است و معناى مجازى محتاج به قرينه است و در فرض شك اصل عدم قرينه جارى ميشود، ظاهر اين كلام با كلام اول منافات دارد (استعمال اعم از حقيقت است، اصل در استعمال اراده معناى حقيقى است).
ولى منافاتى ندارد اين دو قاعده در دو مورد بكار برده ميشود.
قاعده (استعمال اعم از حقيقت است) درجائى است كه معناى مستعمل فيه معلوم باشد ولى معناى حقيقى و مجازى لفظ معلوم نباشد.
[١] ذكر اين مطلب در اين كتاب مناسبتى ندارد اگر حذف شود بهتر است و اگر حذف نشد خوانندگان معذرت نويسنده را قبول نمايند!