نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٩ - ٧- اضمحلال اتحاد جماهير شوروى
ميكنم[١].
دولتهاى جمهوريتهاى آسياى ميانه گذشته از اينكه در اين مورد بىتفاوتتراند با رژيم كابل همنوائى بيشترى دارند و از حكومت مجاهدين در هراسند كه بتوسط آنها چهره واقعى اسلام در سرزمينهاى آنها پديدار نگردد كه حتما خواهد گشت.
اگر اتحاد جماهير شوروى باقى ميبود شايد احساس مسئوليتى ميكرد و بر رژيم مزدور خود در كابل- و لو براى آزادى اسيران خود- فشار وارد مىآورد كه صحنه را ترك كند، روسها و ازبكها و تاجيكها امروز از مجاهدين اسيران خود را در مقابل هيچ مىخواهند كه البته چنين كارى صورت نخواهد گرفت. و البته كه از بين رفتن شوروى درباره مطالبه خسارات جنگ نيز مشكلاتى بوجود خواهد آورد ولى روسيه بايد همچون سائر قرضهاى خارجى و معاهدات سابق شوروى ضررهاى جنگى افغانستان را متعهد شود. بهر حال سازمان ملل متحد امروز ادعا دارد كه او صلح را بوجود مىآورد و هر گروه كه نخواهد از قافله عقب مىماند، و گروههاى جهادى در عدم اتفاق خود هنوز اتفاق نظر دارند!
در پايان ذكر اين مطلب نيز لازم است كه اكثر گروههاى جهادى در دوران انقلاب زحمتهاى زيادى را در دفاع از دين مقدس اسلام و حفظ استقلال افغانستان متحمل شدهاند كه واقعا قابل تقدير است. و جهاد ما به عنوان (كمنظير) در اواخر قرن ٢٠ در صفحه تاريخ باقى خواهد ماند و مردم ما بهترين ايثارها را- رغم همه نواقص- انجام دادند.
[١] همين مردك در اسلام آباد در سر ميز مهمانى وزارت خارجه پاكستان گفت من از ميدن هوائى بگرام به شينديد پرواز ميكردم از بالا خيلى زيبا معلوم مىشد، من به او گفتم قبل از آمدن شما بكشور ما از پائين نيز سرزمين ما زيبا بود شما آنرا خراب كرديد، خجالتزده گفت راست مىگوئيد!