نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - (٣) غرب گرائى و عرب گرائى
(٣) غربگرائى و عربگرائى
غربگرائى يكنوع ديگر از تعصب و غلو است كه بنفع غرب صنعتى تحقق مىيابد، مراد ما از غربگرائى مذموم نيكو پنداشتن جميع عادات و رسوم فردى و اجتماعى و مكتبهاى فكرى اروپا و آمريكاى شمالى است تنها به اين دليل كه مورد پسند و پذيرش غربيها است و اين مرض دامنگير جمع زيادى از جوانان ما شده است و تبليغات غرب نيز در اعصار اخير بر اين استوار بوده كه بمردم مشرق زمين و ساير مردمان دنيا دانسته كنند كه همه كمالات و عادات پسنديده تنها در غرب يابيده ميشود و ترقى و تكامل و تمدن جز بترك عقائد و تفكر و عادات و رسوم خود و تقليد بىچون و چرا از غرب ميسر نيست، و معيار خوبى و بدى را بايد از آنان گرفت و بكار بست.
اين تبليغات اثر خود را روى بسيارى از جوانان شرقى و اثمال آنان گذاشته است كه دهها نمونه آن مشهود است چند سال قبل من در يك سخنرانى گفته بودم كه شطرنج وقت جوانان را بيهوده تلف ميكند جوانى گفته بود كه اگر چنين ميبود غربيها به آن بازى نمىكردند!!! دولتهاى به اصطلاح اسلامى حتى به پولداران شرقى و غيره دخولى كشور خود را نميدهند ولى در مقابل مسافران غربى حتى توريستهاى كثيف هيچ ممانعتى از ورود آنان به كشورهايشان ندارند استعمار از خود اقسامى دارد و بدترين آنها استعمار فكرى است كه اساس ساير اقسام استعمار ميشود و پايهدار و دراز مدت نيز است و نگهدارى آن پاسبان و سرباز هم نمىخواهد. كسى نميتواند بگويد همه چيز غرب بد و لازم الترك است بلكه غرض اينست كه جوانان خود را بيدار نمائيم كه هر چيز آن خوب نيست بلكه غربيها مانند ديگران افكار و عادات بد و خوب دارند بايد خوبى آنان را گرفت و بدى آنان را ترك نمود.
شكى نيست كه غرب در صنعت و علوم تجربى و امثال آن پيشرفته است