نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٣ - (٣٧) مناجات
خدايا تو بعلم ازل مرا ديدى، ديدى و آنگاه بعيب بخريدى تو بعلم آن، و من بعيب همان، رد مكن آنچه خود پسنديدى.
خدايا تو مالك يوم الدين و يوم الدنيائى. اسباب بفرمان تو تاثير دارد و لا حول و لا قوة الا بك.
خدايا نفع و ضرر از تو است ولى ضرررسان خود من و تو ارحم الراحمين ميباشى.
خدايا معيّت ما با هر چيز حتى با زن و اولاد و والدين مقطعى و مرحله ايست، گاهى هستند و گاهى نيستند حتى معيّت ما با بدن ما نيز چنين است و ما بيهوده خيال دوام را داريم و تنها معيّت ما با تو دائمى و انقطاعناپذير است، خدايا اين معيّت را با صفا بگردان (راضيّة مرضيّة).
خداوندا درست است كه نعمتهاى تو بر من زياد است و قابل شمردن و حتى تشكر كردن اجمالى هم نيست كه مستلزم تسلسل است ولى آنچه كه اين موضوع را گوارا ميكند اينست كه ذات من و عقل و بدن و همه چيز من نيز يكى از نعمتهاى توست تو نعمت را بالاى نعمت دادهاى و من بيگانه نيستم بيگانه بايد مستقل از تو و اراده تو باشد كه محال و ممتنع است، همه از تو است.
خداوندا جوهر و عرض اصطلاح فضولان است، همه كائنات بتو وابستهاند بلكه نفس تعلق و تدلى و ارتباطند و در ذات و صفات و افعال هيچ استقلالى از خود ندارند بلكه خوديت آنان مربوط تو ميباشد، اى قيّوم.
خداوندا واقعيت بر افعال تو سنجيده ميشود و مفهوم پيدا ميكند نه برعكس.
خداوندا حكومتهاى ظالم امروزى بزرگترين عامل دورى بندگان تو از تو مىشوند اينان را نابود بگردان كه قابل اصلاح نيستند.